--- یادداشت آرشیوی: یادداشت 17 ---
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
درباره ی شایعاتی که از اختلاف ره بر با دولت دارد احتمالا چیز هایی شنیده اید.این که می گویند حتی اگر ره بر در بعضی جاها به نفع دولت حرف زده است به خاطر این است که همه حرفی را نمی توان در جمع گفت.حالا چند جواب از زبان خود ره بر:
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران(22/ 02/ 1377) :
....
* در روز انتخابات دوم خرداد، منظور شما از این که فرمودید "هیچ کس براى من مثل هاشمى نیست "، چه بود؟
O علتش این است که آقاى هاشمى از سال 1336 - یعنى چهل ویک سال - با من همکارى و رفاقت دارد. رفاقت چهل ویک ساله ، خیلى است ؛ یعنى دو برابر عمر شماها. حالا تصادفا نکته جالبى وجود دارد. آن روزى که من این را گفتم ، آقاى خاتمى که انتخاب نشده بود. عجیب است که آقاى خاتمى هم اتفاقا همین مقدار با من سابقه دارد؛ از سال 37. البته آن وقت ایشان کوچک بودند. سال 1337 که من مى خواستم به قم بیایم ، پدر ایشان ، مرحوم آیة اللّه خاتمى - که مرد بسیار عزیز و بزرگى هم بود - مشهد بودند و ما با ایشان در آن جا آشنا شدیم . ایشان و برادرانشان ، پانزده ، شانزده ساله بودند. من هم سنّا خیلى از آنها بزرگتر نبودم - پنج ، شش سال بزرگتر بودم - لیکن در آن سنین ، پنج ، شش سال کاملا مشخص است . با ایشان هم سابقه زیادى داریم . به هرحال ، الان وضع خوب است . الان رئیس جمهورمان کاملا به ما نزدیک هستند و الحمدللّه روابط فى مابین ، بسیار خوب و صمیمى است .
....همان:
* نظر جنابعالى درباره جامعه مدنى ، تشکیل احزاب و انتخاب شوراها چیست ؟
O جامعه مدنى ، یک عبارت است ؛ تا معنایش چه باشد؟ شعار جامعه مدنى را رئیس جمهورمان داده اند. ایشان در توضیح این کلمه گفتند که منظور من از جامعه مدنى ، عبارت است از آن جامعه یى که از "مدینة النبى " الگو مى گیرد. ما همه حاضریم در راه چنین جامعه یى ، جانمان را بدهیم ؛ این که معلوم است .
البته امروز در غرب ، این اصطلاح معناى خاصى دارد. شما بدانید، غربی ها با همه ى شگردهاى ممکن ، کوشش مى کنند آن خطوط اصلى فکر و فرهنگ خودشان را منتقل کنند؛ حالا یک شکل و یک مجموعه درست کردند و اسمى هم رویش گذاشتند؛ کارى به آنها نداریم . ما از نظر خودمان ، این اصطلاح برایمان معنا شده ، و ما آن را قبول داریم .
مساءله احزاب ، انتخابات شوراها و غیره ، قانون اساسى تکلیف همه اینها را معین کرده است . مگر کسى مى تواند قانون اساسى را قبول نداشته باشد؟ قانون اساسى ، تکلیف شوراها و تکلیف احزاب را معین کرده است . اگر طبق آنچه که در قانون اساسى هست ، و بعضى هم قانون عادى دارد، عمل بشود، من موافقم و به آن معتقدم .
....همان:
* چگونه مى توان از خط فکرىِ ناب ولایت در مسایل روزمره و جارى به صورت واضح مطلع شد، تا افراد نتوانند نظرات حضرت عالى را مثلا خلاف وانمود کنند؟
O من آنچه که در سخنرانیها بیان مى کنم ، لبّ نظرات من است . اساسی ترین نظراتم همان هایى است که شما در سخنرانی ها از من مى شنوید. هیچ نظرى درباره ى مسایل جارى کشور و مسایل اسلام و مسلمین و مسایل اجتماعى وجود ندارد که من آن را درگوشى به کسى بگویم و نشود آن را در علن گفت . نظرات من ، نظراتى شفاف و روشن است ، که در خطبه نماز جمعه و در سخن رانى با گروه هاى مختلف ، شما این ها را مى شنوید.
….همان:
* بعد از انتخابات ریاست جمهورى و حماسه حضور مردم در پاى صندوق هاى راءى ، بعضى از اشخاص و مسؤ ولان ، با تعابیر مختلف ، شکاف ایجاد مى کنند و از رئیس جمهور محبوب و محترم ، در جهت منافع خود استفاده مى کنند.
O نه ، رئیس جمهور کسى نیست که بشود از او سوءاستفاده کرد. رئیس جمهور، یک "رئیسِ جمهور" است ؛ یک شخصیت برجسته ، فاضل و آگاه . ایشان خط درستى را انتخاب کرده ، و دارند در همان خط هم حرکت مى کنند. ممکن است یک نفر هم براى خودش حرفى بزند، اما فکر نمى کنم کسى بتواند از رئیس جمهور سوء استفاده کند؛ ان شاءاللّه .
-----
فکر می کنم تا همین حد کافی باشد با این حال ممکن است بعضی بگویند نارضایتی ره بر از دولت پس از سال 81 پدید آمد:
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى هیاءت دولت ، به مناسبت هفته دولت (4/6/1381):
.... آنچه من مى خواهم عرض کنم ، این است که دولت در واقع فعالِ اصلى در صحنه کشور است وهر گونه موفقیتى که براى دولت به وجود بیاید، موفقیت نظام اسلامى است . اگر خداى نکرده براى دولت در فعالیتهاى گوناگونش ، رکود یا توقف یا ناکامى پیش بیاید، این ناکامى و عدم موفقیت هم براى اصل نظام تلقى خواهد شد. این حقیقت چند بُعد پیدا مى کند. نمى شود بین نظام و دستهاى اجرایى نظام تفکیک کنیم ؛ نمى شود بگوییم ما دولتى بى توفیق و بى برنامه داریم ، اما نظامى کارآمد و موفق داریم . توفیقات نظام ، در توفیقات دولت به عنوان بخش اصلى اداره کننده کشور تجسم پیدا مى کند. یک بعد این مساءله این است که هیچ کس نباید از این حقیقت غفلت کند که آرزوى موفقیت دولت ، یک آرزوى انقلابى و ملى است . همه کسانى که دلسوزند و به سرنوشت کشور و نظام علاقه مندند، باید آرزو و دعا و تلاش آنها این باشد که دولت در بخشهاى مختلف ، توفیقاتى را که شایسته زمان و شایسته نیاز کشور است ، به دست بیاورد.اگر فرض کنیم کسى به خاطر اختلاف سلیقه یا اختلاف فکر یا برخى تحلیلها و استنتاجهاى سیاسىِ طبعا غلط، آرزو کند دولت در کار خود موفق نشود، یا در عمل براى عدم موفقیت دولت کارى بکند و حرکتى انجام دهد، این به هیچ وجه پذیرفته نیست .
.... البته معناى این حرف آن نیست که ما بگوییم هیچ کس حق ندارد از دولت انتقاد کند؛ چون انتقاد به معناى تضعیف نیست . انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم مى کند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى شود. در مقابل حرکت دولت ، اگر یک وقت عیبجویىِ غیرمنصفانه یى هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومى و واقعیتهاى بیرونى را تحت تاءثیر قرار دهد.....
.... البته من باز هم تکرار مى کنم ؛ کارهایى که شماها کردید، خیلى از آنها به اطلاع مردم نرسیده است . از اظهاراتى که مردم مى کنند، از شکایتهایى که مى نویسند و از مراجعاتى که مى کنند، انسان مى فهمد خیلى از آنها از بسیارى کارها در صحنه فعالیت عظیم و همه جانبه یى که این کارخانه بزرگ که اسمش دولت است دارد انجام مى دهد، واقعا مطلع نیستند. حتّى بعضى از افراد صاحب نظر، نخبه و کسانى که نظراتشان مورد اعتنا و اعتماد است ، اظهاراتى مى کنند که نشان مى دهد از خیلى کارها خبر ندارند؛ این نقصِ تبلیغات شماهاست . با این که روى روابط عمومى ها کار شده ، اما به نظرم مى رسد اطلاع رسانىِ درستى از کارهاى فراوانى که صورت گرفته ، انجام نمى گیرد. اعتقادم این است که همین تلاشى که دارد انجام مى گیرد، با کم کردن اصطکاکهاى میان بخشى که در داخل دولت وجود دارد، و همکاریهاى فراوان و لازمِ بخشهاى مختلف دولتى ، باید آن را مضاعف و در واقع بهینه کرد؛ والاّ شما زحمت مى کشید، کوشش مى کنید، ساعات زیادى وقت مى گذارید و کار را دنبال مى کنید. باید دید آن جایى که ناهماهنگى بین بخشهاى مختلف وجود دارد، کجاست ؛ آن جایى که سیاستِ بخشى یک قسمت ، اقدام یا سیاست بخش دیگر را کُند و یا احیانا خنثى مى کند، کجاست . انسان چنین مواردى را مشاهده مى کند. مواردى را من ، هم از اظهارات جناب آقاى خاتمى ، هم از اظهارات دوستان مشترک در دولت در ملاقاتهایى که با من دارند و هم در گزارشهاى گوناگون مى بینم که باید این طور چیزها به حداقل برسد؛ یعنى در بین بخشهاى مختلف باید هماهنگى باشد.
.... الان یک جریان تبلیغاتىِ آشکار در دنیا وجود دارد که عمده تلاش آن براى این است که نظام و به تبع نظام ، دولت را ناکارآمد جلوه دهد. همین تبلیغاتچى هایى که گاهى اوقات بخشهاى مختلف نظام را به محافظه کار و اصلاح طلب تقسیم مى کنند و مى گویند ما طرفدار این بخش هستیم ، مخالف آن بخش هستیم ؛ این را تاءیید مى کنیم ، آن را چه مى کنیم ؛ هرگز شنیده نشده که مثلا بیایند بگویند وزارت صنایع ایران این اقدامات موفق را انجام داده است . آیا شما در رادیوها و تبلیغات بیگانه ، چنین چیزى شنیده اید؟ یا بیایند بگویند در ایران مثلا صدوبیست سد در دست بررسى یا اجراست . هرگز نمى آیند بگویند آمار دانشجو در کشور این تزاید عجیب را داشته یا کشور داراى موفقیتهاى علمى بوده است . اینها را هیچ وقت بیان نمى کنند؛ با این که اینها کار همان مجموعه یى است که آنها مى خواهند در یک حصه جداگانه بگذارند و بگویند ما از آن حمایت مى کنیم . هدف چیست ؟ هدف این است که از مجموع ، به سود نیات پلید و اهداف خصمانه خود و علیه نظام اسلامى استفاده کنند. اگر در یک بخش حتّى موفقیتى هم وجود داشته باشد، اینها حاضر نیستند به آن اعتراف کنند؛ اما اگر نقطه ضعفى وجود داشته باشد، همان را بزرگ مى کنند متعلق به هر جناحى باشد و به نظام نسبت مى دهند. بنابراین امروز یک جریان تبلیغاتى وجود دارد و هدفش این است که نظام و دولت و قوه قضاییه و مسؤ ولان بخشهاى گوناگون را ناکارآمد جلوه دهد؛ مى خواهد مردم را ماءیوس و دست اندرکاران و مدیران نظام را در سطوح مختلف دلسرد و دلمرده کند؛ شما باید با این جریان مبارزه کنید.
....
منبع:سایت شارح
یا علی
--- یادداشت آرشیوی: یادداشت 16 ---
سلام
متن زیر را از وب لاگ نیک آهنگ کوثر بخوانید:
ابطحی، نبوی و الباقی-۲
یکی از بدبختیهای بزرگ ما اینست که آدمها را آنطوری که میخواهیم، میبینیم، نه آنطور که هستند یا میخواهند باشند.
اگر من ِ نوعی، فلان مقاله را بنویسم، پس یک مبارز سیاسی محسوب میشوم و باید زیر علم فلان گروه هم سینه بزنم، تا هویت داشته باشم و ...
اگر روزنامهنگار شدهام، پس باید وصیتنامه سیاسیام را بنویسم و وضوی شهادت بگیرم و ...
چه کسی این چرت و پرتها را گفته؟ باورتان نمیشود! اگر مثل من سه سال در جلسات هفتگی انجمن صنفی روزنامهنگاران مینشستید، از ادبیات رجبعلی مزروعی و عباس عبدی چیزی جز این را استنباط نمیکردید!
عباس عبدی که فقط اعتراف کنندگان را مسخره و تحقیر میکرد و آنها را دونکیشوتهای سیاسی مینامید( از جمله عزت سحابی را)، ومزروعی که تا پارسال وبلاگنویسی را روزنامهنگاری نمیدانست و حاضر نبود از سینا مطلبی دفاع جانانه ای بکند، هنوز فرق روزنامهنگار با فعال سیاسی را نمیداند!
جالب آنکه بین اعتراف کنندگان، خودی و غیر خودی قائل شدهاست، اگر عباس عبدی اعتراف کند، طوری نیس!(با لهجه اصفهانی بخوانید!) و اگر فرضا روزبه و امید اظهار پشیمانی کنند، باید تحقیر شوند!
آپارتاید سیاسی فقط چپیها را قربانی نکرده است، اینان خود تقسیمبندیهای بدتری دارند...
دفاع از حق را از این جماعت انتظار نداشته باشید، اگر در حین حفظ منافعشان، حقوق کسی هم حفظ شود، چنان ماجرا را در بوق می کنند که باورتان شود،آزادی بیان و اندیشه تنها توسط این گروه قابل نگاهبانی است.
متاسفم که باید وسط دعوا نرخ تعیین کرد، ولی واقعیتها آنقدر تلخ هستند که نمی خواهید بدانید در اردوی چپ چه میگذارد.
--- یادداشت آرشیوی: یادداشت 15 ---
سلام
نسبت تلخی سیاست به نگاه ما بستگی دارد.
متاسفانه الان بسیاری از افراد ناامیدانه به سیاست نگاه می کنند و باعث میشوند که هم خودشان و هم دیگران از سیاست بیزار شوند.
اگر نیم نگاهی به نوشته های افراد گوناگون در روزنامه ها بیندازید متوجه منظورم میشوید.
بسیار اتفاق می افتد که دو نفر با دو طرز نگاه مختلف به یک موضوع دو موضوع گوناگون پدید آوردند. برای همین سعی کنید نوشته های افراد معتبر -والبته امیدوار- را بخوانید.
در غیر این صورت من ناامید نشدن شما از زندگی را تضمین نمی کنم.
یا علی
--- یادداشت آرشیوی: یادداشت 14 ---
سلام
بیایید با شرکت های حامی اسرائیل مبارزه کنیم:
---
در یادداشت اصلی عکس دیگری این جا بود اما الان این عکس را گذاشتم.
--- یادداشت آرشیوی 13 ---
سلام
چند وقت پیش قانون پر سر و صدایی در فرانسه به تصویب رسید که هم راه داشتن نشانه های مذهبی برای ادیان مختلف در محیط هایی چون مدرسه ممنوع است.که برای مسلمانان این نشانه حجاب معرفی شد.

[آپلود عکس در ایران ویج]
ما معتقدیم که این قانون در برخورد با مسلمانان سخت گیرانه تر است. زیرا برای ادیان دیگر داشتن نشانه هایی چون صلیب واجب نیست ولی برای ما حجاب واجب است. با این حال در خبر ها می شنویم که افرادی با وجود زیر پا گذاشتن این قانون توانستند با شکایت به مدرسه باز گردند. چرا؟
خیلی واضح است. احتمالا شنیده اید که فرانسه را مهد آزادی می دانند. در واقع این قانون خود قانون اساسی فرانسه را زیر پا گذاشته است. آن هم اصل اول.
معمولا مهم ترین اصل در قانون های اساسی اصل اول است که در آن کلیت و اصلیت نظام گفته می شود. در اولین اصل قانون اساسی فرانسه آمده است:
" فرانسه یک جمهوری غیر قابل تجزیه غیر مذهبی دمکراتیک و اجتماعی است.جمهوری برابری همه ی شهروندان در مقابل قانون بدون تبعیض از نظر اصالت خانوادگی نژاد یا مذهب تضمین می نماید و همه ی اعتقادات را محترم می شمارد."(قانون اساسی فرانسه-اداره ی کل قوانین و مقررات کشور-تابستان 76-صفحه ی 21)
در اصل دوم هم آمده است که شعار جمهوری "آزادی،برابری،برادری" است.(همان صفحه ی22)
بنابر این تابلو است که فرانسه نمی تواند این قانون را به اجرای رسمی برساند.
-- یادداشت آرشیوی: یادداشت 12 --
سلام
در مطلب پیشین(!)درباره ی اینترنت صحبت کردم. و حالا ادامه اش.
آیت الله مصباح یزدی یک مقاله ی معروف درباره ی اینترنت دارند. ایشان در آن مقاله می گویند حالا که یک بستر مناسب برای معرفی به تمام جهان فراهم شده پس باید از آن خوب استفاده کرد.
برای نمونه ببینید اکنون موتور جست جوی گوگل که یکی از معروف ترین و پر کاربر ترین موتور های جستجوست اعلام کرده که پنجمین موضوع مورد جستجوی جهان در زمینه ی خبری ایران بوده است. اما متاسفانه اطلاعات قابل اعتماد و درست در این زمینه مخصوصا به زبان انگلیسی در اینترنت کم است.(البته نسبت به حجم اطلاعات اشتباه) و ما می توانیم به راحتی زمینه ی تبلیغ در این زمینه را فراهم کنیم.
این مطلب در مورد مطالب فارسی هم درست است. اکنون شما اگر در زمینه ای در اینترنت با واژه های فارسی جست و جو کنید یا به موضوعاتی می رسید که ده ها وب لاگ نویس از روی آن ده بار نوشته اند و موتور جست و جو به شما ده ها مطلب تکراری می دهد و یا به هیچ نتیجه ای نمی رسید.با این حال وب لاگ نویسی مخصوصا به فارسی یکی از به ترین زمینه های اطلاع رسانی است. کافیست نگاهی به نشانی نتایج جست و جوی خود بیندازید تا به درستی حرف من پی ببرید.
یاعلی
-- یادداشت آرشیوی: یادداشت 11 --
سلام
خاطرات آقای لاریجانی را که هر روز در روزنامهی جام جم چاپ میشود حتما بخوانید. حرفهای جالبی زده که خالی از لطف نیست.
برای نمونه در یکی از شمارهها مربوط به سال ۷۲ یا ۷۳ دربارهی افتتاح ویدئو رسانه که فیلمها را به صورت نوار ویدئویی در اختیار مردم می گذارد صحبت کردهبود. میگفت چند وقت پیش برای ورود ویدئو و دوربین فیلمبرداری مشکل ایجاد کردهبودند و دلیلشان هم این بوده که ممکناست با ویدئو فیلمهای بد دیده شود و یا با دوربین صحنههای بد گرفته شود.
چند وقت پیش از شهید آوینی هم یک همچنین مطلبی خواندم. ایشان عقیده داشت که ویدئو خودش(فی نفسه) مشکلی ندارد ولی میتواند مشکل ایجاد کند. خب مسلما این دلیل قانع کنندهای برای توقیف ویدئو نیست.
چند وقت پیش هم که بحث ماهواره و حرمت و یا کراهت آن مطرح بود. این بحث هم برمیگردد به همان مسئله. البته این مورد خیلی فرق دارد. چرا؟ عرض میکنم. مطمئنا بیشتر استفادهای که می توان از ویدئو کرد خوب است. ولی در مورد ماهواره باید گفت که بهراستی بیشترین استفادهی آن غلط است. (در واقع فی نفسه مشکل دارد.علاوه برآن نظارت چندانی نمیتوان بر آن کرد.) چرا؟گفتم که عرض میکنم. چون حتی شبکههای خارجی اخبار هم مشکل دارند. همین چند وقت پیش قانونی در چین مطرح شد که مجریان تلویزیون دیگر حق پوشیدن لباس بدننما را ندارند.
برای همین است که حتی درباره ی ماهواره قانون هم طرح شد. (قانون ممنوعیت بهکار گیری تجهیزات دریافت از ماهواره مصوب ۲۳/۱۱/۱۳۷۳) این قانون استفاده از تجهیزات دریافت ماهواره جز در موارد قانونی را ممنوع اعلام کرده است. البته در مادهی ۵ این قانون آمده است که صدا و سیما و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی میتوانند برنامه هایی که مغایر با ارزش های اسلامی نیست را پخش کنند.
اما درباره ی اینترنت باید گفت که مانند ویدئو است. چون استفاده های بسیار زیادی می توان از آن کرد. با این که محیطی آلوده دارد.
---
البته بنده، بعدها در مقاله ای که در تنها شماره ی نشریه ی دانش آموزی «پیش تاز» به چاپ رسید، نوشتم گفتم که به سانسور در هیچ کدام از رسانه های ویدئو، ماهواره و اینترنت اعتقادی ندارم! (همچنان که اکنون هم ندارم) نام آن مقاله «از ویدئو تا اینترنت، راهی به جز سانسور نیست» بود. فکر نمی کنم پیش از این آن مقاله را در وبلاگ گذاشته باشم. ان شا الله به زودی می گذارم.
-- یادداشت آرشیوی: یادداشت 10 --
سلام
الآن یک چند دقیقه ای می شود که"کمربند ها را ببندیم" تمام شده است. این قسمتش خدایی خیلی با حال بود.
اصولا کار های "پیمان قاسم خانی"حرف ندارد.شما می توانید از "مارمولک" بگیرید تا "پاورچین" خودمان. یا همین "نان،عشق و موتور هزار". به قول آن بنده ی خدا "مامان". برای همین است که می گم سیاست همیشه هم بد نیست. اگر با نگاه طنز به آن نگاه کنی مردم اتفاقا خیلی خوششان می آید.یک نمونه ی دیگر:"گل آقا".
مخلص کلام این که اگر درست نگاه کنیم درست می شود.
---
این اولین یادداشت از سری یادداشت های آرشیوی است که این جا می گذارم. بعد از ناامیدی از رفع پالایش وبلاگ قبلی! (یعنی دیوانه 83 بدون 2!) نوشته هایی که به رنگ آبی می آیند، آن هایی هستند که اکنون اضافه می شوند و آن زمان در وبلاگ نبوده اند. امیدوارم بتوانم اکثر قریب به اتفاق یادداشت ها را به وبلاگ منتقل کنم. گرچه به نظرات دسترسی ندارم و نمی توانم اضافه شان کنم که خیلی بد است! اما چاره ای نیست! (بعضی یادداشت های آن زمان، شاید الان خجالت آور به نظر برسند! مهم نیست. یعنی از نظر من مهم نیست!)