روشنفکر با صدای ملایم زنگ ساعتش بیدار شد. زنگ را قطع کرد و لحافش را کنار زد. قهوه جوش را روشن کرد، حوله اش را برداشت و به حمام رفت. بعد یک دوش آب سرد با لباس حمام قهوه اش را خورد، آهنگی از موتزارت را در سی دی پلیرش گذاشت و لپ تاپش را باز کرد. آخرین اخبار را خواند و فهمید دولت دو روز را تعطیل کرده است. دستی به سر تاسش کشید، با کنترل از راه دور، درجه ی کولر را کمی زیاد کرد و نوشت: «باز هم تعطیلی! باز هم تعطیلی! نمی دانم این دولت قرار است ...
پی نوشت: اول می خواستم در مورد دو روز تعطیل کردن دولت بنویسم. درباره ی زیادی تعطیلات. درباره ی تعطیل شدن مملکت. اما بعد دیدم منی که زیر کولر نشستم شایستگی حرف زدن در این باره را ندارم. کسی حق دارد در این باره حرف بزند که زیر گرمای شدید دارد کار می کند. کسی که میان گرد و غبار شهرش دارد خفه می شود. کارگر زحمت کش شهرداری حق دارد در این باره سخن بگوید.
پی نوشت ٢: این به معنای خوبی کار دولت نیست! نگاهی به آمار ناقص تعطیلات زیر بیندازید:
مدارس و دانشگاه ها: 13دی 86 (تهران- بارش برف) ، 20 دی 86 (تهران- بارش برف) ، 28 آذر 87 ، 19 دی 87 ، 14 آذر 88 ، 25 بهمن 88 ، 11 اردیبهشت 89 (بابل) ،
استان ها: 17 دی 86 (تهران) ، 19 دی 86 (تهران) ، 11 مهر 87 (خوزستان) ، 25 و 26 اردیبهشت 89 (تهران) ،
کل کشور: 3 و 4 آبان 85 ، 8 شهریور 86
نقدها و نظرات ()