﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>دیوانه 83 - 2</title>
    <description>یادداشت های تردید آمیز یک در خواب رونده ی در پی حقیقت</description>
    <link>http://divane83-2.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>امیر حسین مجیری</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 07 May 2012 08:52:22 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>هیاهوی استادان دانشگاه صنعتی اصفهان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سلام.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امروز این خبر را در سایت &amp;laquo;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.afkarnews.ir/vdcbg8b8zrhbgsp.uiur.html" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;افکار نیوز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;raquo; خواندم. برایم جالب بود:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هفته گذشته به مناسبت بزرگداشت شهید مطهری و روز معلم، مراسمی در دانشگاه صنعتی اصفهان برپا شد که حاشیه هایی به همراه داشت.&lt;br /&gt;سرویس سیاسی افکار نیوز- در این مراسم که با حضور چندی از اعضای هیئت علمی دانشگاه و بدون حضور مقامات استانی تشکیل شد، در حین سخنرانی مسئول نهاد دانشگاه، برخی از اساتید درخواست تریبن و بیان نظرات خود را می نمایند که علی رغم مخالفت مسئولین برگزاری مراسم یکی از اساتید پیشکسوت دانشگاه در جایگاه قرار می گیرد و به بیان نقطه نظرات انقادی خود از اوضاع دانشگاه می پردازد.&lt;br /&gt;به گزارش افکار نیوز بنا بر این گزارش بالاخره با برخورد برخی مسئولین دانشگاه، تریبن از این استاد گرفته می شود و او را به سمت پایین هدایت می کنند، که این طرز برخورد باعث ناراحتی حضار شده و گروهی از اساتید پرسابقه دانشگاه به نشانه اعتراض جلسه را ترک می کنند. &lt;br /&gt;به گزارش افکار نیوز بعداز این اتفاق رئیس دانشگاه در جایگاه سخنرانی قرار می گیرد و با تغییر موضوع سخنرانی خود، به دفاع از عملکرد خود و پاسخ به اعتراض ها می پردازد. &lt;br /&gt;شنیده ها حاکیست اتخاذ برخی تصمیمات مسئولین دانشگاه صنعتی اصفهان، موجب بروز&amp;nbsp; نگرانی در بین اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه شده است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/217</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9398129/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9398129</guid>
      <pubDate>Mon, 07 May 2012 08:52:22 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ چماقی و نمایشگاه کتاب</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://ghanoononline.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&amp;amp;Id=22994" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;انتشارات کویر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;، &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1310063" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;انتشارات طرح نو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;، بنیاد حفظ و نشر&lt;span style="color: #0000ff;"&gt; &lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=96871" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آثار آیت الله بهشتی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;، &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1587624" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;انتشارات آهنگ دیگر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;، &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1586659" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;انتشارات بوتیمار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; و &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://aftabnews.ir/vdca6en6o49nmy1.k5k4.html" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;نشر چشمه &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;در نمایشگاه کتاب امسال تهران حضور ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جالب این جاست که مسئولین وزارت ارشاد دلیل مشخص و واضحی هم برای محروم کردن این ناشران از شرکت در نمایشگاه کتاب اعلام نمی کنند و آن چه به ذهن می رسد این است که این جلوگیری صرفن به دلیل &amp;laquo;اختلاف سلیقه و دیدگاه با این ناشران&amp;raquo; است. وگرنه مگر افکار شهید بهشتی ضاله است که باید از ورود آن به نمایشگاه جلوگیری شود؟! &lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نمی دانم مسئولین وزارت ارشاد و در راس آن ها وزیر ارشاد کی می خواهند بفهمند عرصه ی فرهنگ، عرصه ی زورآزمایی و قلدرمآبی نیست. عرصه ی فرهنگ با پادگان متفاوت است. اگر اینان از &amp;laquo;جنگ نرم&amp;raquo; این گونه برداشت کرده اند که باید با &amp;laquo;چوب و چماق&amp;raquo; وارد صحنه بشوند، معلوم است که در چه تصور احمقانه ای فرو رفته اند و چه زود پیش خدا و خلق او شرمنده و سرافکنده خواهند شد. به خصوص آن که با تابلوی اسلام هم به اعمال خود دست می زنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مطمئنن اگر کسانی فکر کرده اند با چنین حرکاتی، جبهه ی فرهنگی انقلاب تقویت می شود یا فرهنگ اسلامی، انقلابی ترویج پیدا می کند در چاه ضلالتی فرو رفته اند که فقط خدا کمک شان کند که از این مخمصه رها شوند که &amp;laquo;آن کس که نداند و نداند که نداند/ در جهل مرکب ابدالدهر بماند&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- دو تا از این ناشران در محل نشر خودشان نمایشگاه کتاب برگزار کرده اند: طرح نو و چشمه. با تخفیف نمایشگاهی هم کتاب می دهند. کمی بیش تر زحمت دارد اما به هر حال فضا بازتر است و بیش تر می شود استفاده کرد. &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/215</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9372567/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9372567</guid>
      <pubDate>Wed, 02 May 2012 14:53:54 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مجلس، شورای شهر، شهرداری و مترو</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا که قضیه ی متروی تهران به خیر و خوبی و خوشی (حداقل علی الظاهر) تمام شده است. من هم چندان پیگیر جزئیات ماجرا نبودم تا بدانم چه شده و کی مقصر بوده و کی مقصر نبوده، کی خوب کار کرده و کی خوب کار نکرده، باید به دولت فحش داد یا باید به شهرداری فحش داد و...(یک جستجوی "مترو" در سایت های رجانیوز و فردا می تواند شما را از این دعواها آگاه کند)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین اول کار هم تاثیر این اتفاق را بر زندگی خودم بگویم: بعد از همان روز اولی که یک آقایی بلندگو به دست گرفته بود و دم در بسته ی متروی آزادی داد می زد: ایستگاه آزادی مسافرگیری ندارد. از ایستگاه میدان انقلاب بروید و بعد چند دقیقه ای در ایستگاه بی آر تی علاف شدم و بعد با اتوبوس ها رفتم میدان انقلاب و آن جا دیدم مردم کرور کرور دارند از ایستگاه بیرون می آیند و من رفتم تو و سوار قطار خلوت شدم و دو سه ایستگاه بعد پیاده شدم. چند روز بعد هم اوضاع به همین منوال بود. در کل تاثیر خاصی نداشت برایم. قبلن با مترو می رفتم و حالا با بی آر تی. اما خب لابد کسانی بوده اند از مردم که به هر حال این اتفاق برایشان خیلی مهم بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=122752" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;یوم الحساب شهرداری تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; سخن می گوید، دیگری از &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/news/199348/%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%A6%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;خدمات بی شائبه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; ی شهرداری تشکر می کند، یکی از &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=124313" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;کوتاهی شهرداری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; در مهار سیلاب ها با وجود بودجه ی داده شده به آن حرف می زند، دیگری از آب گرفتی مترو &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/news/198698/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;در دیگر کشورها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; و... خلاصه وضعیتی است!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال من کاری به این حرف ها ندارم. به هر حال بحث جان چند هزار نفر است. یا شهرداری جان چند هزار نفر را به خطر انداخته یا &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://dorbargardoon.ir/1391/01/28/%da%86%d9%86%d8%af-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%86%d8%af/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;نجات داده است&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;. یا شهرداری کلی خسارت به بیت المال زده است یا از کلی خسارت جلوگیری کرده است. به هر حال کار بزرگی شده است. یا خوب یا بد. این وسط شورای شهر و نمایندگان مجلس باید بیایند به میدان. یا باید شهرداری مواخذه شود به خاطر عملکرد ضعیفش یا باید مورد تقدیر و تشکر واقع شود. به هر حال باید در این قضیه وارد شوند و سفت و سخت هم وارد شوند. مخصوصن نمایندگان تهرانی مجلس. بیایند ببینند قضیه چه بوده. نیاز است به دعوت جناب قالیباف به مجلس؟ خب دعوتش کنند. نیاز است به تحقیق و تفحص از شهرداری تهران؟ خب تحقیق کنند. اما به هر حال باید کاری شود. قضیه، قضیه ی مهمی است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/214</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9361941/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9361941</guid>
      <pubDate>Mon, 30 Apr 2012 17:05:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چگونه صدای خود را به همسایه مردم آزار برسانیم؟</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می شود این جوری گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/76587185911546015907.jpg" alt="" width="454" height="340" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[بی خوانواده (خانواده) آشغال نریز- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;می شود این جوری گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/91574476746248835396.jpg" alt="" width="438" height="328" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[گذاشتن آشغال= درد لاعلاج انشا ا...- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;می شود این طور گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/45002684620593459343.jpg" alt="" width="416" height="553" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[شاد کنید روح امواتتان را با گذاشتن آشغال در این مکان- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;می شود این جوری گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/52520307587567619621.jpg" alt="" width="452" height="339" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[لعنت بر کسی که در این جا آشغال بریزد- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;می شود این طور گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/35890934183182895869.jpg" alt="" width="430" height="322" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[حرمت همسایه را نگه دارید لطفا زباله نگذارید- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;می شود این طور گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/07793993590208543282.jpg" alt="" width="451" height="338" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[درود خدا بر پدر و مادر کسی که نظافت را رعایت نماید و لعنت خدا بر شیطان- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;و می شود هم این طور گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/00106053898297978594.jpg" alt="" width="427" height="568" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[با عرض سلام خدمت همسایگان محترم خواهشمندیم که آشغالهای خود را طی ساعت اعلام شده شهرداری و روز معین درب منزل خود بگذارید و باعث ناراحتی دیگران نشوید- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload/upload.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;em&gt;عکس ها از جاهای مختلف شهر اصفهان گرفته شده اند.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/213</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9356497/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9356497</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Apr 2012 17:31:02 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چگونه آزاداندیش شویم یا آزاداندیش به نظر بیاییم!</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;چند راهکار عملی برای آزاداندیشی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چگونه آزاداندیش شویم یا آزاداندیش به نظر بیاییم!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img src="http://www.iranvij.ir/upload/images_bahman/86138583012816370262.jpg" alt="" width="242" height="342" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[تصویر جلد شماره ی چهارم نشریه ی دانشجویی &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://medaadmag.persianblog.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;مداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iranvij.ir/upload" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;em&gt;موضوع پرونده ی مورد بررسی آزادی بیان است اما با توجه به این که آزادی بیان و آزاداندیشی لازم و ملزوم یکدیگرند [!] در این نوشته این دو موضوع را در شکل و قالب متفاوت مورد بررسی قرار داده ام [؟!]&lt;/em&gt;*&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نگارنده&amp;zwnj;ی نوشته&amp;zwnj;ی زیر نه یک فیلسوف است نه یک جامعه شناس یا روان شناس نه یک متخصص مناظره در انظار عمومی! عموماً نگارنده هیچ گونه تخصص خاصی در زمینه&amp;zwnj;هایی که به نحوی از انحا مرتبط با آزاداندیشی می&amp;zwnj;شوند، ندارد. بنابر این هرگونه تصوری را که مبنی بر این باشد که این نوشته یک نوشته&amp;zwnj;ی تخصصی است، از همین ابتدا دور بریزید. اما از آن جایی که &amp;laquo;پیش پا افتاده&amp;zwnj;ترین حرف&amp;zwnj;ها هم جدیتی در خود دارند.&amp;raquo;(1) احتمالاً می&amp;zwnj;توان تصور کرد که خواندن این نوشته چندان هم ضرر ندارد. از جمله دلایل ضرر نداشتن این نوشته این است که به هر حال نگارنده را تقریباً می&amp;zwnj;توان مصداق ضرب&amp;zwnj;المثل &amp;laquo;نخوردیم نان گندم ولی دیدم دست مردم&amp;raquo; دانست. به قولی: &amp;laquo;ما یه عمریه دم خور آدمایی هستیم که دم از آزادی می زنن. حالا چه آزادی بیان، چه آزادی زبان، چه آزادی چاک و دهان!&amp;raquo;(2)&lt;br /&gt;حاشیه 1: در این نوشته، گاهی آزادی اندیشه و آزادی بیان با هم خلط شده&amp;zwnj;اند &lt;span style="color: #888888;"&gt;که بگذارید پای همان متخصص نبودن نگارنده.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;حاشیه 2: لحن این نوشته بر خلاف خواست و حال و روز نگارنده&amp;zwnj;اش، شبیه لحن نصیحت گوی پدربزرگ&amp;zwnj;ها شده است. ببخشایید.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;فقط اخلاق و منطق را رعایت کنید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یک بزرگی که خیلی از دانشجویان این دانشگاه می شناسندش یک بار گفت: در گفتگو و نقد، فقط دو خط قرمز وجود دارد. آن هم توجه به منطق و اخلاق است. باقی فسانه است! یعنی این که دیگر این که نباید به فلان موضوع کار داشت و نباید خدای ناکرده از فلان چیز حرف زد، با عرض معذرت، حرف مفت است! (و البته حرف مفت هم این&amp;nbsp; روزها گران است؛ با توجه به اجرای مرحله&amp;zwnj;ی دوم هدف بندی(!) یارانه&amp;zwnj;ها و افزایش جهانی نرخ&amp;zwnj;ها و صد البته قیام مردمی وال&amp;zwnj;استریت)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حاشیه: البته این دو، حالت کلی مسئله را مشخص می&amp;zwnj;کنند. در حالت جزئی&amp;zwnj;تر ممکن است پارامترهای دیگری هم بیایند وسط که در موارد بعدی بعضی از این پارامترها مطرح می&amp;zwnj;شوند. اما حرف اصلی این است که فقط باید در پی یافتن حقیقت بود و در این راه فقط رعایت همان دو خط قرمز مهم است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;بیان آزاد را دسته&amp;zwnj;بندی کنید!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;همان بزرگی که در بخش قبل ذکر خیرش رفت، می&amp;zwnj;گفت: بعضی چیزها را باید بلند گفت، بعضی چیزها را یواشکی گفت، بعضی چیزها را نوشت و منتشر کرد، بعضی چیزها را نوشت و منتشر نکرد و... خلاصه این که باید هر آن چه را که باید در موردش آزاداندیشی داشته باشید، تقسیم بندی کنید. و مهم&amp;zwnj;تر از آن این که مشابه آن چه می&amp;zwnj;گویند &amp;laquo;برای کسی بمیر که برایت تب کند&amp;raquo; شما هم &amp;laquo;برای چیزی هزینه کن که بیرزد.&amp;raquo;(3) اگر می&amp;zwnj;بینید یک انتقاد کوچک به یک مسئول دون پایه (چه از لحاظ اداری چه از لحاظ شخصیتی) می&amp;zwnj;تواند موجب دردسرهای فراوان برای شما بشود و از آن طرف هم این انتقاد کوچک ثمره&amp;zwnj;ی خاصی ندارد، چرا باید بی جهت خود را در دردسر بیندازید؟ (4) ببینید چه می&amp;zwnj;کارید و چه برداشت می&amp;zwnj;کنید. ببینید چه می&amp;zwnj;دهید تا چه بگیرید. یک جمع و تفریق ساده. بعد اگر می&amp;zwnj;ارزید اقدام کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;رفیق، رقیب و دشمن را بشناسید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یک عده&amp;zwnj;ای هستند که (بلانسبت شما خواننده&amp;zwnj;ی محترم) به خوک می&amp;zwnj;مانند. غلت می&amp;zwnj;زنند در فضولات خودشان و از این کار خود هم شاد و خوش می&amp;zwnj;شوند. یک عده&amp;zwnj;ی دیگری هم مثل سگ&amp;zwnj;اند. له له می&amp;zwnj;زنند تا یک تکه چوب برای&amp;zwnj;شان پرت کنی و بروند بیاورندش و خوشحال باشند. هر دو عده هم همان طور که می&amp;zwnj;دانید طبق احکام اسلامی، نجس&amp;zwnj;اند و هر قدر هم بشورید و بسابیدشان باز نجس باقی می&amp;zwnj;مانند. (5) این دو عده مطمئناً مخاطب شما نیستند. با این دو عده بهتر است عموماً کاری نداشته باشید و بگذارید به حال خودشان خوش باشند. &lt;br /&gt;اما این جا یک نکته&amp;zwnj;ی ظریف هست و آن هم این که همه را مثل این دو عده نبینید. کسانی هستند که با شما اختلاف نظر دارند (کلی و جزئی، از یک صدم درجه تا 180 درجه) اما مهم&amp;zwnj;ترین نکته این است که اهل گفتگو هستند. می&amp;zwnj;شود با آن&amp;zwnj;ها حرف زد و مطمئن بود که مثل بچه&amp;zwnj;ها وقتی کم می&amp;zwnj;آورند، نمی&amp;zwnj;روند بزرگ ترشان را بیاورند برای دعوا! می&amp;zwnj;شود مطمئن بود که اگر حرفی می&amp;zwnj;زنند (هر چقدر به زعم شما بی منطق یا مزخرف) حرف خودشان است و حرف&amp;zwnj;هایی را که خودشان هم نمی&amp;zwnj;فهمند بلغور نمی&amp;zwnj;کنند. این افراد، رفیق&amp;zwnj;اند (هر چند در کنارش رقیب هم باشند) اما به هر حال دشمن نیستند. (بر خلاف آن دو عده&amp;zwnj;ی اول که...)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;به هیچ کس و هیچ چیز کاملاً وابسته نباشید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;وابستگی، محدودیت می&amp;zwnj;آورد. وقتی شما به یک حزب وابسته&amp;zwnj;اید نمی&amp;zwnj;توانید به آن حزب انتقاد کنید. وقتی به طرفداری از یک نفر معروفید نمی&amp;zwnj;توانید عیوب آن یک نفر را بیان کنید. البته این به معنای آن نیست که نمی&amp;zwnj;توان و نباید به هیچ دسته یا گروهی پیوست یا این که نباید از هیچ کس پیروی کرد. اتفاقاً آن قید &amp;laquo;کاملاً&amp;raquo; هم برای همین در تیتر آمده است. می&amp;zwnj;توان پیرو بود اما اولاً باید پیرو افکار و عقاید بود و نه پیرو افراد و دسته&amp;zwnj;ها. وقتی افراد یا گروه&amp;zwnj;ها از آن عقاید تخطی کردند، دلیلی ندارد شما باز هم از آن&amp;zwnj;ها پیروی کنید. و ثانیاً نباید کاملاً پیرو بود. به قول معروف نباید همه&amp;zwnj;ی پل&amp;zwnj;های پشت سر را خراب کرد. همیشه باید قدرت کنارگذاشتن پیروی&amp;zwnj;ها را داشت. همیشه باید توانایی تجدیدنظر در همه&amp;zwnj;ی عقاید گذشته را داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #888888;"&gt;حاشیه: البته این به معنای نسبی فکر کردن نیست. شما همین الان و در همین لحظه به چیزهایی معتقد هستید و مطمئن هستید این چیزها، حق&amp;zwnj;اند. باید هم همین طور باشد. اما مسئله این جاست که باید احتمالش را بدهید که ممکن است روزی بفهمید عقاید شما حق نبوده است. در این حالت به عقیده&amp;zwnj;ی جدید رو می&amp;zwnj;آورید و باز هم مطمئن می&amp;zwnj;شوید که همین عقیده&amp;zwnj;ی جدید شما حق است. شهید ثانی در کتاب معروفش (منیه المرید) می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مناظره کننده باید در پویایی از حق، همچون کسی باشد که دنبال گم گشته&amp;zwnj;ی خویش در تکاپو است. و آن گاه که گم&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ی خود، یعنی حق را پیدا کرد باید در حالی که اشک شوق می ریزد، خدای را سپاس گوید.&amp;raquo; (6)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #888888;"&gt;حاشیه 2: و باز هم این به معنای متزلزل بودن نیست. اگر پیروی از یک عقیده با فکر و اندیشه و مطالعه باشد، کنار گذاشتنش به این آسانی نیست. یعنی عقیده نباید بیدی باشد که به هر بادی بلرزد. در این صورت دیگر تزلزل معنایی ندارد. (7)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;به همه چیز انتقاد کنید!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یک زمانی که زمان دوری هم نبود (و عجب ناجوانمردانه زمانی بود) یکی از دوستان ما ناامید شده بود از حرف زدن و نظر دادن و گفتن. می&amp;zwnj;گفت: چه فایده؟! هی انتقاد کنیم برای خودمان که چی؟ چه اتفاقی می&amp;zwnj;افتد مثلا؟ آن هم وقتی نمی&amp;zwnj;شود در مورد یک سری چیزها کوچک&amp;zwnj;ترین ان قلتی وارد کرد. آن زمان به فکرم رسید که ما همیشه باید منتقد باشیم. به کوچک&amp;zwnj;ترین چیزها هم انتقاد کنیم. &lt;br /&gt;گیرم که گیر اصلی جای دیگری باشد. گیرم که انتقاد ما به هیچ جایی نرسد. اما اگر انتقاد نکنیم، آن وقت سرچشمه&amp;zwnj;ی نقادی در وجودمان می&amp;zwnj;خشکد. و آن وقت یک زمانی فرا می&amp;zwnj;رسد که می&amp;zwnj;بینیم کلی عیب و پلیدی اطرافمان هست و ما نمی&amp;zwnj;توانیم در موردشان حرف بزنیم. نه این که نگذارند حرف بزنیم ها! اصلاً خودمان نمی&amp;zwnj;توانیم. توانایی درونی&amp;zwnj;اش را نداریم. و چه بلایی بدتر از این؟&lt;br /&gt;به همه چیز انتقاد کنید. از ترک کوچکی که در دیوار خانه&amp;zwnj;تان ایجاد شده تا خللی در جهان هستی! گاهی یک چیزهایی الکی می&amp;zwnj;شود خط قرمز. اشکالی ندارد. در ذهن&amp;zwnj;تان نقدش کنید. یا به مسائل دیگر بپردازید. گاهی انتقاد به یک چیزهایی حساسیت زا است. حواستان باشد که اتفاقاً مسائل مهم&amp;zwnj;تری برای نقد کردن وجود دارد که اصلاً هم حساسیت زا نیستند. مثلا نقد یک تفکر به جای نقد یک فرد مهم&amp;zwnj;تر است و کم&amp;zwnj;تر هم حساس است. ممکن است بفهمید اقتصاد مشکلاتی دارد اما از اقتصاد چیزی سر در نیاورید. اشکالی ندارد. به نقد مسائل دیگر بپردازید. در هر صورت نگذارید تفکر انتقادی از وجودتان رخت بر بندد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حاشیه: تیتر این بخش به معنای عیب جویی نیست مسلماً. کسی که این تیتر را به این معنا می&amp;zwnj;گیرد احتمالاً در ذهنش تفاوتی میان &amp;laquo;انتقاد&amp;raquo; و &amp;laquo;عیب جویی&amp;raquo; قائل نیست. انتقاد با فکر و تعقل پیش می&amp;zwnj;آید و عیب جویی محض خودنمایی و تفنن (یعنی عامل اصلی پیش آمدن هر کدام متفاوت است) ضمن آن که انتقاد به همه چیز یعنی داشتن توانایی بالقوه&amp;zwnj;ی انتقاد نه بالفعل درآوردن همه&amp;zwnj;ی این توانایی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;هرکسی را خواستید گول بزنید به جز خودتان!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این هم نکته&amp;zwnj;ی مهمی است! می&amp;zwnj;توانید مثل نگارنده&amp;zwnj;ی این مطلب، تریپ روشن&amp;zwnj;فکری بردارید و جمله&amp;zwnj;های پر طمطراق دهان پرکن بنویسید. اما حواستان باشد که خودتان فکر نکنید روشن فکرید! یعنی هر کسی را خواستید گول بزنید اما حداقل خودتان را گول نزنید. با خودتان روراست باشید. اگر خودتان هم می&amp;zwnj;دانید فلان چیز غلط است و فقط می&amp;zwnj;خواهید شانتاژ کنید حداقل خودتان تحت تأثیر شانتاژ خود قرار نگیرید.&lt;br /&gt;می&amp;zwnj;گویند ملانصرالدین رفت بین جمعیت و داد زد: آخر این کوچه آش می&amp;zwnj;دهند. جمعیت حمله&amp;zwnj;ور شد به سمت آخر کوچه. ملانصرالدین گفت نکند واقعاً آش می&amp;zwnj;دهند؟ خودش هم حمله&amp;zwnj;ور شد! مواظب باشید شما مثل او نشوید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;خط قرمزها را فراموش نکنید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در پایان باید بگویم: درست است که خط قرمزها همچنان فقط همان اخلاق و منطق هستند، اما باز هم تاکید می&amp;zwnj;کنم مواظب باشید خط قرمزهایی را که همان دشمنانی که ذکرشان رفت ایجاد می&amp;zwnj;کنند، یا خط قرمزهایی که عرف جامعه تحمیل می&amp;zwnj;کند، از یاد نبرید. باز هم تاکید می&amp;zwnj;کنم: جایی هزینه کنید که بیرزد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حاشیه بر حواشی: علیکم بالمتون لا بالحواشی، الا یا ایها الطلاب ناشی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;(1): جمله&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;تواند از یک آدم معروف باشد. &lt;br /&gt;(2): دیالوگی که می&amp;zwnj;تواند در یک فیلم معروف کار شود. (ترجیحاً فیلم های مسعود کیمیایی) &lt;br /&gt;(3) نگارنده مطمئن است همین &amp;laquo;بیرزد&amp;raquo; درست است و نه &amp;laquo;بیارزد&amp;raquo;. حاضرم در این باره مناظره هم بکنم! &lt;br /&gt;(4) نگارنده در این زمینه، چندین بار سرش به سنگ خورده و هنوز هم جای سنگ خوردگی&amp;zwnj;اش درد می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;(5) می&amp;zwnj;گویند در مَثَل مناقشه نیست. این جا استثنائاً می&amp;zwnj;توانید فرض کنید که هست. &lt;br /&gt;&lt;span style="color: #888888;"&gt;(6) &lt;span style="color: #888888;"&gt;آداب تعلیم و تعلم در اسلام (ترجمه منیه المرید)- ترجمه&amp;zwnj;ی سیدمحمد باقر حجتی- دفتر نشر فرهنگ اسلامی- ص 507&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;(7)&amp;nbsp;&lt;span style="color: #888888;"&gt;یک شاعر شهیری، شعری دارد که بی مناسبت نیست اگر این جا نقلش کنم: &amp;laquo;بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری/ هر روز مرا تازه خدایی دگر آید&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;----&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مطلب بالا در شماره ی چهارم (سال دوم- بهار 1391) نشریه ی دانشجویی &amp;laquo;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://medaadmag.persianblog.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;مداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;raquo; به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی &amp;laquo;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="profiles/548761/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;شهاب دبیری نژاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;raquo; (شورای سردبیری: مهتاب ابوالشیخی، آتنا مقیمی، سلمان همایونی) منتشر شده در دانشگاه صنعتی اصفهان در پرونده ی &amp;laquo;آزادی بیان&amp;raquo; به چاپ رسید. قبلن این نشریه را بنده به همراه دوستان منتشر می کردیم که حالا امتیازش را واگذار کردیم به آقاشهاب دبیری نژاد و دوستان شان. بخش هایی که با &lt;span style="color: #888888;"&gt;رنگ خاکستری&lt;/span&gt; آمده اند آن هایی هستند که در چاپ حذف شده اند و بخشی که به شکل &lt;em&gt;ایتالیک&lt;/em&gt; آمده، آن است که اضافه شده.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;em&gt;* در مورد بخش اول اضافه شده باید بگویم که اولن به نظر بنده آزادی بیان و آزاداندیشی چندان هم لازم و ملزوم نیستند و علاوه بر آن این &amp;laquo;قالب متفاوت&amp;raquo; را نفهمیدم دقیقن یعنی چه!&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/212</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9333017/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9333017</guid>
      <pubDate>Wed, 25 Apr 2012 10:53:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آیا مهندس ها می توانند نظریه پردازی کنند؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;1- یک مقاله ای هست به نام &amp;laquo;ضد روش: کلیات نظریه ی آنارشیستی دانش&amp;raquo;&amp;nbsp; نوشته ی پل فایرابند. لُبّ مطلب مقاله این است که: &amp;laquo;&amp;nbsp;نظرات جدیدی که موجب پیشرفت دانش می شوند، نباید لزوما بر پایه ی نظرات قبلی باشند.&amp;raquo; بعد ادامه می دهد که بر خلاف آن چه که گفته می شود، علم تنها راه برای رسیدن به حقایق نیست. چه بسا یک تفکر سنتی اسطوره ای باشد که بهتر از علم پاسخگوی یک نیاز بشری باشد. اما آن چیزی از آن مقاله که فعلا به کار ما می آید این است که فایرابند می گوید در جامعه ی امروزی، به این امر که &amp;laquo;هرکسی باید حق داشته باشد که ذهنیت خود را داشته باشد.&amp;raquo; توجه نمی شود. دولت باید از علم جدا شود. و این جدایی، سبب سقوط فناوری نمی شود. زیرا همیشه کسانی (بخوانید: مهندسانی!) هستند که ترجیح می دهند پیرو علم باشند و نه صاحبان سرنوشت خود و به این ترتیب &amp;laquo;با طیب خاطر به پست ترین اَشکال بردگی (بردگی فکری و نهادی) تن دهند به شرط این که پول خوبی به آن ها پرداخت شود و نیز به این شرط که کسان دیگری باشنند که کارهای آن ها را بررسی و تحسینشان کنند.&amp;raquo; نویسنده می گوید ما با کمک این بردگان، پیشرفت می کنیم ولی نباید اجازه دهیم آن ها ایدئولوژی خود را بر ما تحمیل کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;حرف همین جاست! واقعیت چه بپذیریم و چه نپذیریم همین است که مهندسی یعنی کار با ابزار و ابزار تفکرزا نیستند. اگر کسی تنها بخواهد به همان علوم مهندسی که می خواند اکتفا کند، باید بپذیرد که پیرو نظریات و تفکراتی است که بر پایه ی آن ها ابزار دست او ساخته شده اند. نمی توان به یک مهندس حق داد که نظریه بپردازد و &amp;laquo;تولید علم&amp;raquo; کند مادامی که مطالعه ای فراتر از فرمول ها و محاسبات مهندسی نداشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;2- بیایید در مطالعه ی فلسفه علم یا کتب علوم انسانی دو دسته را بررسی کنیم: اول- آن دانشجویان مهندسی که رو می آورند به مطالعه ی این جور کتاب ها، معمولا یک نفر یا یک تفکر را می گیرند و تفکرات متضاد یا متناقض با آن تفکر را یا اصلا نمی خوانند یا اگر می خوانند، به قصد نپذیرفتن شان می خوانند! دوم- دانشجویان علوم انسانی که بالاجبار این کتاب&amp;zwnj;ها را می خوانند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;معمولا دسته ی اول یعنی همان دانشجویان مهندسی راحت تر می توانند نظریه بدهند و دید انتقادی داشته باشند به مسائل و منطبق کنند آن اندیشه های مطالعه شده را بر ابزارهایی که می سازند. اما اگر از دانشجویان علوم انسانی بپرسید به این راحتی نمی توانند قاطعانه نظری بدهند. ایده آلی که من در ذهن دارم تلفیقی است از این دو. یعنی کسی که هم تفکرات مختلف را خوانده باشد و هم بتواند آن تفکرات انتزاعی را بر دنیای واقع، منطبق کند. این هر دو علی الظاهر در یک فرد جمع نمی شوند! یعنی در این فضایی که من ترسیم کردم یا باید یک دانشجوی علوم انسانی را پیدا کنید که بتواند نظریه پردازی کند یا یک دانشجوی مهندسی که با پشتوانه ای قوی از نظریات مختلف، نظر بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;3- چند وقت پیش یکی از مسئولین به یکی از کشورهای خارجه سفر کرده بود و آن جا با افتخار از این یاد کرده بود که &amp;laquo;من یک مهندسم.&amp;raquo; یک نگاهی هم که به اطرافمان بیندازیم می بینیم که خیلی از مسئولین مان مهندسند! فرقی ندارد که ما بخواهیم علم غربی را ادامه دهیم یا تولید علم بومی کنیم. در هر صورت یک مهندس بیش از آن که سازنده باشد، دنباله رو است و نباید بیش از این از او انتظار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="RTL"&gt;&lt;em&gt;این نوشته به خواست مصطفا حسینی نوشته شد و قرار بود به مناسبت روز دانشجو در نشریه ای دانشجویی متعلق به انجمن علمی دانشکده ی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان چاپ شود که نشد! (هم به علت دیر رساندن مطلب از طرف من و هم به علت مسائلی که مربوط به همان دوستان بود!) در هر صورت حالا بعد مدت ها می زنم تا شاید به کاری بیاید.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/210</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9290915/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9290915</guid>
      <pubDate>Tue, 17 Apr 2012 20:32:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بایگانی- 51: لغو یارانه ها و شجاعت اخلاقی لازم</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بپردازیم به تاریخچه ی این سوبسید یا &amp;laquo;یارانه&amp;raquo;؛ تا آن جا که مطلعم برای اولین بار وقتی در آلمانِ اواخر قرن هجدهم مکانیزه شدن صنعت سودآوری آن را به یکباره ده ها برابر کرد، کشاورزان به دلیل محدودیت بازدهی زمین در افزایش درآمد، گروه گروه برای سهیم شدن در این سودهای ماشین آورده به سوی شهرها هجوم بردند. زعمای قوم نشستند و فکر کردند که اگر همه در صنعت کار کنند تکلیف محصولات کشاورزی مورد نیازشان چه می شود؟ قرار شد از سود حاصل از صنعت ماشینی بگیرند و به کشاورز لوبیاکار ساکن مزرعه برسانند تا تعادل برقرار شود. این شد اساس سوبسید و یا به عبارتی پرداخت مقداری از درآمد یک بخش به بخشی دیگر از جامعه.&lt;br /&gt;شاید جای گفتنش در این جا نباشد که چطور شد همین سوبسید کارساز وقتی به کشور ما رسید تبدیل شد به اخذ مبالغی از تمامی مردم اعم از نیازمند و غیرنیازمند و پرداخت آن، به جز از موارد استثنایی، به طبقه ی محدود معمولن غیر نیازمند. پرداخت سوبسید بابت مصرف سوخت و انرژی و مصرف نان در شهرهای بزرگ، هواپیماسواری متمکنین، آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و ده ها مثال دیگر.&lt;br /&gt;بگذارید یک مختصری در مورد بنزین، همین بنزینی که در مورد غیرهمگانی بود مصرفش مطمئنن با من هم عقیده هستید یا حداقل باور دارید که قسمت اعظمش را طبقه ی مرفه یعنی ماشین شخصی دار مصرف می کند، صحبت کنیم.&lt;br /&gt;به این گزارش توجه کنید: در صفحه ی اقتصادی روزنامه ی &amp;laquo;نشاط&amp;raquo; شماره ی 141 آمده است که یارانه ی بنزین بدون هزینه ی پخش و مشکلات مصرف بی رویه ی آن بیش از یک هزار میلیارد تومان در سال 75 بوده است که معادل یک نهم کل بودجه ی سال و دو برابر بودجه ی آموزش و پرورش همان سال (با 20 میلیون دانش آموز و یک میلیون کارمند) است. این رقم صرف سوخت 2 میلیون خودروی سواری می شود که به طور قطع در اکثر مواقع افراد مرفه جامعه از آن بهره مند می شوند در حالی که هزینه ی آن را مردمی مشترکن می پردازند که احتمالن تعدادی از آن ها در سراسر عمرشان به جز یکی دو بار حتا سوار ماشین های سواری عمومی نیز نمی شوند. &lt;br /&gt;مصرف بنزین که در سال 76 معادل 4/12 [دوازده و چهاردهم] میلیارد لیتر بوده در سال 78 به 5/14[چهارده و نیم] رسید و برای سال 79 حدود 15 میلیارد لیتر پیش بینی می شود که حدودن باید 3 میلیارد لیتر آن را با توجه به محدودیت تولید داخلی از خارج وارد کنیم. خرید هر لیتر بنزین در مبدا حدود 5/13 [سیزده و نیم] سنت است که با مخارج حمل و بیمه و پخش و غیره حدودن لیتری یک صد و پنجاه تومان برای دولت هزینه در بر دارد. ما به التفاوت این قیمت را به هر حال هموطن بلوچستان نشین من باید پرداخت کند تا منِ تهران نشین بتوانم با اتومبیل تک سرنشین یک مقدار سرب توی حلق هموطنانم بکنم و ایضن همشهری های من هم متقابلن...&lt;br /&gt;و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته ی صنعتی برای کنترل مصرف سوخت، مالیات انرژی وضع می شود ولی ما با پرداخت یارانه، تشویق به مصرف هم می کنیم و این چیزی نیست که عقل دولت ها نرسد. این همان مظهر رودربایستی با مردم یعنی تظاهر است که در این بخش از آن یاد کردم. خیلی هم خوب عقلشان می رسد فقط جرئت ابزار آن را ندارند.&lt;br /&gt;کار را به جایی می رسانند تا معاون وزیر نیرو به عنوان مسئول همایش ملی انرژی در اردیبهشت سال 78 رسمن اعلام کند دولت با زحمت برق تولید می کند و به نصف قیمت می فروشد. وی سپس اضافه می کند یارانه ی دولت به بخش انرژی در سال بیش از 3 هزار میلیارد تومان است که به طور متوسط سالانه حدود 7 درصد افزایش می یابد و این افزایش از بالاترین افزایش های موجود دنیا است، چیزی در حدود 3 برابر مصرف انرژی در دنیا. خوب این 3 هزار میلیارد را چه کسی باید تامین کند؟ شهروند سوئیسی که این پول را به ما نمی دهد. خودمان از همه می گیریم و می دهیم به آن که مصرف بیش تری دارد. خوب حالا مگر نمی شود که همین پول را بدهیم به روستایی در دهش باقی بماند و برای شهریِ مصرف کنند، فقط گندم بکارد و اگر آن شهرنشین هم دلش خواست به تنهایی سوار ماشین آخرین مدل اش بشود حداقل پول بنزین اش را خودش بدهد؟&lt;br /&gt;گفتم این سوبسیدها را به جای آن که دم دهان مصرف کننده در انتهای چرخه ی تولید بگیریم باید برویم همین را کود مجانی کنیم، شخم مجانی کنیم، بذر مجانی کنیم، و در روستا خرج کنیم. از پی آمدهای اجتماعی این طرح بگذریم: پاکیزگی محیط زیست، خلوت شدن شهرها، پایین آمدن بزه و حل هزاران معضل اجتماعی. می دانم که یک عده به محض این که این حرف ها را بشنوند فریاد وامستضعفا بلند خواهند کرد. این ها دقیقن همان ها هستند که هم مسئله را بهتر از خود مستضعفین درک کرده اند و هم تمام این ریخت و پاش ها، دو سه تا ماشین داشتن و حدود پنجاه چراغ روشن کردن در آنِ واحد را از کیسه ی همین مستضعفین تامین می کنند. و اِلا روستایی کارش با روشن شدن فقط یک لامپ می گذرد.&lt;br /&gt;در کشور ما سوبسید فقط مسئله ی سوخت و انرژی نیست. مسئله ی گندم هم همین است... مدیر عامل سازمان غله (به نقل خبری از شماره ی 1831 روزنامه ی &amp;laquo;همشهری&amp;raquo;) می گوید: یک کیلو گندم برای دولت هزار ریال هزینه دارد که تنها با 40 ریال به مردم عرضه می شود (کدام مردم؟ مردم روستا که خود برای مصرف خود، همین گندم یک صد تومانی را باید ذخیره و مصرف کنند) بنابر این به هر میزان که سهمیه زیاد شود سهم قاچاقچیان آرد بیش تر شده است.&lt;br /&gt;فراموش نشود درصد عمده ی کالاهای سوبسیدی به مصرف قاچاق می رسد و فروش بنزین و آرد در یک کیلومتری مرز حدودن بیست برابر قیمت خودش سود و قیمت دارد. حالا باز هم دولت دلش خوش باشد که از گلوی همه می بُرد تا بنزین ارزان به دست این و آن بدهد و در شهرها سربش را توی گلوی همدیگر فرو کنند و یا در مرزها تبدیل به &amp;laquo;ارز&amp;raquo;ش کنند و این تظاهر و رودربایستی را با مردمش حفظ کند که خدای ناکرده فکر نکنند که دولت به فکر آن ها نیست!!&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لغو این سوبسیدها و خرج کردن بجا و درست آن&lt;/strong&gt;، تکرار می کنم هزینه کردن درست و بجای آن از طرف دولت و مردم نیاز به &lt;strong&gt;یک ابراز شجاعت اخلاقیِ بسیار استثنایی&lt;/strong&gt; و عزم واقعن ملی دارد که در صورت تحقق، سودش بدون شک عاید همگان و به ویژه طبقه ی کم درآمد و فقیر و یا به قول امروزی ها &amp;laquo;آسیب پذیر&amp;raquo;!! خواهد گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;[&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9649317031/ref=sr_1_1000_1/857-1114912-8879943" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;جامعه شناسی خودمانی (چرا درمانده ایم)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- حسن نراقی- نشر اختران- چاپ اول: بهار 1380- چاپ 22: تابستان 1388- صص 47 تا 51- فصل &amp;laquo;ظاهرسازی ما&amp;raquo;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;توضیح: من از مسائل اقتصادی چندان سر در نمی آورم و در نتیجه چندان هم به این مسائل در وبلاگم نمی پردازم. اما در این مورد چون فقط یک نقل قول بود اشکالی ندیدم. برایم جالب بود که در این کتاب (جامعه شناسی خودمانی) که در دولت اصلاحات به چاپ رسیده است و طبق مقدمه ی کتاب، مورد حمایت و تعریف و تمجید روزنامه های اصلاح طلب هم واقع شده، این چنین در مورد یارانه صحبت شده است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/209</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9267680/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9267680</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Apr 2012 20:54:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دین؛ واقعیت‌های انسانی یا حقایق آسمانی؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1- چند وقت پیش در جمعی دوستانه بحثی در مورد &amp;laquo;مهریه&amp;raquo; پیش آمده بود.* برخی از دوستان با دلایل مختلف به مهریه&amp;zwnj;ی بالا و برخی دیگر به مهریه&amp;zwnj;ی پایین اعتقاد داشتند. اما من فارغ از بالا و پایین بودن مقدار و ارزش مهریه به یک نکته توجه داشتم و آن این که اصل وجود چیزی به نام مهریه، به نظر بیش&amp;zwnj;تر به خاطر عرف جامعه است. مسئله این جاست که مهریه پیش از اسلام هم وجود داشته است اما به این صورت که داماد، هدیه&amp;zwnj;ای را به عنوان مهریه به پدر عروس پرداخت می&amp;zwnj;کرده است اما در اسلام، مالک بی قید و شرط مهریه، خود عروس دانسته شده است.(1) سوال این جاست که آیا اگر این رسم پیش از اسلام نبود، باز هم اسلام حرفی از مهریه به میان می&amp;zwnj;آورد؟ و حتا اگر با توجه به سخن آیت الله جوادی آملی، ریشه&amp;zwnj;ی اصلی مهریه را یک امر قُدسی و مُنزّهِ از مادّه بدانیم(2)، آیا وجود مهریه مبتنی بر حقایق عالم بوده است و یا به دلیل واقعیت&amp;zwnj;های موجود در جامعه&amp;zwnj;ی بشری؟&lt;br /&gt;2-&amp;nbsp; آیت الله شهید مطهری در کتاب مسئله&amp;zwnj;ی حجاب خود، پس از رد نظریات مختلفی درباره&amp;zwnj;ی علت پیدایش حجاب مانند عدم امنیت زنان، استثمار آنان، عادت زنانگی و حسادت مرد، دلیل اصلی وجود حجاب را &amp;laquo;حس و غریزه&amp;zwnj;ی زن در حفظ و حراست خود در برابر مردان&amp;raquo; بیان می&amp;zwnj;کند.(3) و در واقع حجاب را وسیله&amp;zwnj;ای برای مقابله با &amp;laquo;نقطه&amp;zwnj;ی ضعف مرد&amp;raquo; که &amp;laquo;همان نیازی است که خلقت در وجود او نهاده&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #808080;"&gt;واقعیت جامعه همین است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه خوب بدانیم و چه بد، به هر حال مردان غالبن تمایل جنسی به زنان دارند و بر همین مبناست که حجاب یک امر اجتماعی دانسته شده است. چون این غریزه&amp;zwnj;ی جنسی در محیط خانه، بد شمرده نمی&amp;zwnj;شود اما در محیط جامعه، موجب به هم ریختگی اوضاع و مشکلات گوناگون می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;3- علامه طباطبایی عرف را &amp;laquo;همان سنت&amp;zwnj;ها و روش&amp;zwnj;های نیکوی جاری در بین عقلای جامعه&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند که &amp;laquo;بر خلاف کارهای نادری که جامعه و عقل اجتماعی آن را ناپسند می شمارند&amp;raquo; است.(4) قواعد فقهی بسیاری وجود دارند که بر اساس عرف جامعه، تعریف می&amp;zwnj;شوند. به نظر می&amp;zwnj;رسد یکی از مهم&amp;zwnj;ترین عوامل پویا بودن فقه هم همین تغییرپذیری بر اساس زمان و مکان باشد. دین در محیطی ایزوله و جدا از مردم اجرا نمی&amp;zwnj;شود. دین برای انسان&amp;zwnj;هایی با حواس پنج&amp;zwnj;گانه، با احساسات و عواطف، با شهوت&amp;zwnj;ها و غرایز و با خوبی&amp;zwnj;ها و بدی&amp;zwnj;های مختلف نازل شده است و به کار می&amp;zwnj;رود. نمی&amp;zwnj;توان انتظار داشت که چنین راه و روشی، واقعیت&amp;zwnj;های موجود را نادیده بگیرد و فقط چشم به حقایق آسمانی بدوزد. به نظر بنده نکته&amp;zwnj;ای که باید همیشه در تحلیل احکام دینی در نظر گرفت، این است که دین گرچه در پی رشد و تعالی انسان&amp;zwnj;ها و رساندن آن&amp;zwnj;ها به مسائل عمیق آسمانی است اما هم&amp;zwnj;زمان واقعیت&amp;zwnj;های جاری در زندگی انسان&amp;zwnj;ها را نادیده نمی&amp;zwnj;گیرد و با در نظر گرفتن آن&amp;zwnj;ها به پیشنهاد راه و روش می&amp;zwnj;پردازد.&lt;br /&gt;---&lt;br /&gt;1- پایش جامعه شناختی مهریه- حسن یوسف زاده- کتاب زنان- بهار 84- ش 27&lt;br /&gt;2- زن در آینه&amp;zwnj;ی جلال و جمال- عبدالله جوادی آملی- انتشارات اسرا- 1381&lt;br /&gt;3- مقام زن (خلاصه&amp;zwnj;ی آثار شهید مطهری، دفتر سوم)- دانشگاه امام صادق (ع)- 1380&lt;br /&gt;4- عرف در نظر فقیهان و حقوق&amp;zwnj;دانان- سید حشمت الله احمدزاده- فقه و مبانی حقوق اسلامی- زمستان 1382- ش 2&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;* برای آگاهی از بخشی از آن بحث (و البته صحبت های دیگر) این جا را ببینید: &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.viranabad.blogfa.com/post-217.aspx" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;جامعه ی فعلی!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;----&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مطلب بالا به لطف محمدباقر مهکی در اسفند 1390 در شماره ی اول نشریه ی دانشجویی &amp;laquo;هوای تازه&amp;raquo; [منتشر شده در دانشگاه صنعتی اصفهان- صاحب امتیاز و مدیرمسئول: محمدرضا قیصری- زیر نظر شورای سردبیری] به چاپ رسید. البته به جز آن بحشی که با رنگ خاکستری مشخص شده که نفهمیدم به چه علت حذف شده است. گرچه حذف این بخش به کلیت کار آسیبی نرسانده اما موجب گنگ شدن بخش دوم متن شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دوستان نشریه چند وقت پیش جلسه ی نقدی داشته اند که گویا در آن از مطلب بنده هم انتقادهایی شده. نمی دانم ماجرا چه بوده و متاسفم که نتوانستم در آن جلسه باشم. اما خودم اذعان می کنم به ضعف و پراکندگی مطلب (که البته توجیهی هم برای آن ندارم) اما همچنان بر ایده ی اصلی کار تاکید می کنم. واقعیت های انسانی. (دوستی می گفت این ایده ی برخی بحث های حقوقی آقای ابراهیم فیاض است)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/208</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9265028/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9265028</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Apr 2012 12:09:33 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تراژدی- کمدی اکران سینمایی در اصفهان</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوال: به نظر شما چطور می شود در هشت سالن سینمای اصفهان، چهار فیلم اکران بشود؟ (راهنمایی: یکی از سینماها هیچ فیلمی ندارد. سه تا از فیلم ها هرکدام فقط در یک سالن اکران می شوند)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواب: این جوری:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/59467187160944557093.jpg" alt="" width="354" height="472" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما سپاهان- قلاده های طلا- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/04669426452136126954.jpg" alt="" width="360" height="479" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما فلسطین- هیچی!- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/44971124201464732263.jpg" alt="" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما ایران- فیتیله و ماه پیشونی- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/87380018087781706668.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما خانواده- قلاده های طلا- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/05435802009898427633.jpg" alt="" width="354" height="471" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما ساحل (آفریقا)- قلاده های طلا- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/82188878862833026606.jpg" alt="" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[سینما قدس- انتهای خیابان هشتم، قلاده های طلا- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/40380152111328742591.jpg" alt="" width="345" height="460" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[مجموعه ی استاد فرشچیان- اخلاقتو خوب کن- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;توضیح یک: امروز از دروازه دولت (میدان امام حسین -ع-) شروع به گشت زنی کردم تا آن طرف زاینده رود از روی پل آذر (ابوذر). و این عکس ها حاصل گشت زنی امروز من بود. به تاریخ چهاردهم فروردین 1391.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;توضیح دو: بقیه ی سینماها را نمی دانم اما در مورد سینما سپاهان می دانم که اول، گشت ارشاد را اکران می کرد و بعد از آن همه موتورسواری (چنان که افتد و دانی) به جایش قلاده های طلا اکران شد. این عکس را ببینید:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/86189437114621724008.jpg" alt="" width="307" height="408" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[یکی از تابلوهای اصلی سینما سپاهان که خالی از نام هر فیلمی است!- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;لینک مرتبط: &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://mojalali.blogfa.com/post-129.aspx" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;تراژدی- کمدی چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;حرف بی ربط: یکی از سایت های &amp;laquo;اسمشو نبر&amp;raquo; لینک داده است به مطلب قدیمی من با عنوان &amp;laquo;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://divane83-2.persianblog.ir/post/164" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;ملاک برتری تقواست؟!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;raquo; و آمار بازدید از این یادداشت را بالا برده است. گویا این لینک دهی بعد از ماجرای پیش آمده ی دیروز برای افغان ها در پارک صفه بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;بعد از نوشت: خبر مربوط به این پست، به لطف &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://dorbargardoon.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;strong&gt;مهدی صالح پور&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; در برنامه ی تلویزیونی &amp;laquo;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://www.iribtv.ir/index.php?option=com_media_production&amp;amp;task=showdetail&amp;amp;smpc=smpc20080513181657" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;روز از نو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;raquo; مورخ 16 فروردین 1391 کار شده است. با تشکر از لطف آقامهدی.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/207</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9203255/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9203255</guid>
      <pubDate>Mon, 02 Apr 2012 12:24:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>من اخبار؛ 53 سال دارم!</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;تحلیل برنامه های خبری تلویزیون ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;strong&gt;من اخبار؛ 53 سال دارم!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;گفته&amp;zwnj;اند از میان چهار وظیفه&amp;zwnj;ی عمده&amp;zwnj;ی رسانه&amp;zwnj;های جمعی، مهم&amp;zwnj;ترین و اصلی&amp;zwnj;ترین وظیفه، خبررسانی است. هرکسی هم که روزی سکان&amp;zwnj;دار یک رسانه&amp;zwnj;ی جمعی می&amp;zwnj;شود یا به نوعی قرار است در مورد یک رسانه&amp;zwnj;ی جمعی حرف بزند، به احتمال قریب به یقین، تاکیدش در سخن روی خبررسانی مناسب است. قاعدتا وقتی هم که یک محققی بخواهد سر از کار یک رسانه در بیاورد، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین وجوه کارش بررسی همین وظیفه&amp;zwnj;ی خطیر است. خلاصه این که این خبررسانی خیلی کار مهمی است! مخصوصاً وقتی پای ایران در میان باشد و بحث پرمخاطب&amp;zwnj;ترین رسانه&amp;zwnj;ی ایران یعنی تلویزیون به میان بیاید. آن چیزی را که در این جا می&amp;zwnj;خوانید، می&amp;zwnj;توان تاریخچه&amp;zwnj;ی تحلیلی دانست از خبررسانی تلویزیونی در ایران. از ابتدای ورود ایران به جَرگه&amp;zwnj;ی کشورهای تلویزیون&amp;zwnj;دار تا همین یکی دو سال اخیر. شاید در بعضی مسائل توضیح کم باشد و بعضی مواردِ مهم در روند خبررسانی سیما، از قلم افتاده باشد. به بزرگواری خودتان ببخشید. یک دلیلش سختی به دست آوردن منبع برای بررسی این مسئله بود و یک دلیل دیگرش آن که به قول آن بنده خدا: &amp;laquo;بضاعت ما همین بود!&amp;raquo;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/73993576961714408375.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/68728239376056939383.jpg" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;تصویر بزرگ تر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;- پخش اخبار نداریم! (1337: تاسیس تلویزیون در ایران)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;رادیو وقتی به شکل رسمی در ایران راه افتاد (یعنی اردیبهشت 1319) در کنار موسیقی و آموزش، یکی از بخش&amp;zwnj;های اصلی&amp;zwnj;اش اخبار بود. قرار هم این بود که اخبار مهم جمع آوری شود و روزی سه بار به زبان&amp;zwnj;های مختلف پخش شود. بگذریم از این که همان روزهای اول تاسیس رادیو، روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات شاکی شد که رادیو خبرهای روزنامه را عیناً می&amp;zwnj;خواند و هیچ اسمی هم از منبع نمی&amp;zwnj;آورد! تیر ماه همان سال رئیس کمیسیون رادیو به دفتر شاه احضار شد و به او ابلاغ شد که از این به بعد اخبار سیاسی از طرف دولت برای رادیو فرستاده می&amp;zwnj;شود و رادیو باید آن&amp;zwnj;ها را پخش کند.&lt;br /&gt;اما وضع تلویزیون فرق می&amp;zwnj;کرد. وقتی در تیر ماه 1337، &amp;laquo;ثابت پاسال&amp;raquo; اجازه&amp;zwnj;ی تاسیس تلویزیون ایران را از مجلس گرفت و بعد از آن که در مهر همان سال، تلویزیون خصوصی&amp;zwnj;اش را با حضور شاه افتتاح کرد، برنامه&amp;zwnj;های تلویزیون، فقط پخشِ نمایش و فیلم، موسیقی و تبلیغات بود و خبری از اخبار در میان نبود. البته پخش اخبار تصویری برمی گردد به سینماها که از دهه&amp;zwnj;ی 1310 فیلم&amp;zwnj;های خبری را که آلمان و انگلیس تهیه&amp;zwnj;شان کرده بودند، پخش می&amp;zwnj;کردند. از دهه&amp;zwnj;ی 30 هم اداره&amp;zwnj;ی اطلاعات آمریکا، فیلم&amp;zwnj;های خبری مختلف از ایران، آمریکا و جهان تهیه می&amp;zwnj;کرد و در سینماها پخش می&amp;zwnj;کرد و از سال 1343 اداره&amp;zwnj;ی هنرهای زیبای کشور هر دو هفته یک بار، فیلم&amp;zwnj;های خبری را با عنوان &amp;laquo;اخبار هفته&amp;raquo; تحویل سینماها می&amp;zwnj;داد. اما پخش تصویری اخبار مربوط می&amp;zwnj;شود به دولتی شدن تلویزیون ایران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- پخش اولین فیلم خبری در کم&amp;zwnj;تر از 24 ساعت (1345: دولتی شدن تلویزیون ایران)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تلویزیون خصوصی ثابت پاسال، آن قدرها نتوانست موفقیت کسب کند و جای خودش را داد به تلویزیون ملی ایران که چهارم آبان 1345 افتتاح شد. رضا قطبی از سال 43 که سازمان برنامه و بودجه پیشنهاد تاسیس تلویزیون را به او داد با دوستانش برای تلویزیون، طرح و برنامه می&amp;zwnj;ریختند. یکی از این طرح&amp;zwnj;ها، مصور کردن اخبار در کم&amp;zwnj;تر از 24 ساعت بود. برای این کار، در اولین قدم یک فیلم خبری از بازگشت شاه از آمریکا تهیه کردند و موفق شدند این فیلم را در کم&amp;zwnj;تر از یک شبانه روز برای پخش در تلویزیون آماده کنند. و این سرآغاز پخش اخبار تلویزیونی در ایران بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- در تلویزیون خبری نیست... هست؟! (دوران بی تغییر)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;پس از تاسیس تلویزیون تا زمان انقلاب، بخش خبری تلویزیون تغییر خاصی نداشت. ساعت&amp;zwnj;های پخش اخبار هم حتی زمان مشخصی نداشت و سازمان تلویزیون ملی، هر روز برنامه&amp;zwnj;های پخش روزهای بعد را به روزنامه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داد تا چاپ کنند. اما معمول این بود که شبکه&amp;zwnj;ی اول چهار پنج بخش خبری داشته باشد (که یکی&amp;zwnj;شان ورزشی بود) و شبکه&amp;zwnj;ی دوم یکی دو بخش. (البته آن زمان ساعت&amp;zwnj;های پخش هر دو شبکه روی هم 10-12 ساعت بود) مدت پخش خبر هم قاعده&amp;zwnj;ی خاصی نداشت و از یک ربع تا یک ساعت و نیم متغیر بود! یک شبکه&amp;zwnj;ی بین&amp;zwnj;المللی هم بود که آمریکا راه انداخته بود و به زبان فارسی برنامه نداشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آغاز پخش اخبار بی سانسور (تحولات سال 57)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مهم&amp;zwnj;ترین اتفاقِ تلویزیونِ پیش از انقلاب، در سال 57 افتاد، بعد از آن که شریف امامی، نخست وزیر وقت، دولت آشتی ملی را راه انداخت و به مطبوعات و رادیو تلویزیون آزادی داد. در این دوران، تلویزیون گفتگوهای مجلس را زنده پخش می&amp;zwnj;کرد و مباحث جنجالی پارلمان در تلویزیون مطرح می&amp;zwnj;شد. حتی بر اثر اعتصاب کارکنان در اعتراض به سانسور، اخبار تظاهرات هم از تلویزیون پخش می&amp;zwnj;شد. اما آن اتفاق مهم، پخش فیلم خبری از حمله&amp;zwnj;ی نظامیان به دانشگاه تهران در روز 13 آبان بود. تصاویر نشان می&amp;zwnj;داد که ارتشی&amp;zwnj;ها به راحتی به سمت دانشجویان تیراندازی می&amp;zwnj;کردند و دانشجویان یکی یکی با شلیک گلوله به روی زمین می&amp;zwnj;افتادند. روز بعدش، تلویزیون به تسخیر نیروهای نظامی در آمد و اعتصاب کارکنان رادیو تلویزیون گسترده&amp;zwnj;تر شد. این اعتصاب گسترده، مسئولین را به فکر تغییر و تحول در تلویزیون انداخت. اواخر آذر ماه تورج فرازمند به عنوان رئیس سازمان انتخاب شد و این مدیر جدید تلاش کرد که به اعتصاب پایان بدهد. اما اتفاق خاصی نیفتاد جز این که کارکنان سازمان به ویژه واحد مرکزی خبر، تهدید شدند به اخراج یا بازخرید.&lt;br /&gt;کش و قوس&amp;zwnj;های اعتصاب کارکنان رادیو تلویزیون ادامه داشت تا 30 دی ماه که باز هم رئیس سازمان عوض شد. امیرمسعود برزین، رئیس جدید چند روز بعد از شروع به کار اعلام کرد که می&amp;zwnj;خواهد ورود امام به تهران را به صورت مستقیم از تلویزیون پخش کند و این کار نیاز به همکاری کارمندان اعتصاب کننده دارد. روز دوازدهم بهمن، فرستنده&amp;zwnj;های سیار به فرودگاه و مسیر استقبال از امام، فرستاده شدند و همه چیز برای پخش مستقیم آماده بود. اما کارکنان اعتصابی بر خلاف رویه&amp;zwnj;ی معمول، برنامه&amp;zwnj;های آن روز را بدون پخش سرود شاهنشاهی، شروع کردند و اولین تصاویر از فرودگاه روی آنتن آمد. این اتفاق باعث شد فرمانده&amp;zwnj;ی گارد شاهنشاهی دستور قطع پخش برنامه را بدهد. سازمان دوباره به تسخیر نیروهای نظامی در آمد و این روند تا 22 بهمن و پیروزی انقلاب ادامه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- تلویزیون پا برهنه&amp;zwnj;ها (پس از پیروزی انقلاب)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با پیروزی انقلاب، دولت موقت، صادق قطب زاده را به عنوان سرپرست رادیو تلویزیون منسوب کرد. در روزهای اولیه، بیانیه&amp;zwnj;های گروه&amp;zwnj;های مختلف در مورد انقلاب از تلویزیون پخش می&amp;zwnj;شد. اما بعد از مدتی قطب زاده گفت به جای این بیانیه&amp;zwnj;ها، &amp;laquo;پیام&amp;zwnj;های امام خمینی، مشکلات دولت و اخبار ستاد فرماندهی&amp;raquo; را پخش می&amp;zwnj;کنند. بعد از انقلاب بود که شبکه&amp;zwnj;ی بین&amp;zwnj;المللی تعطیل شد و در کنار شبکه&amp;zwnj;ی اول که عمومی بود شبکه&amp;zwnj;ی دو به شبکه&amp;zwnj;ی فرهنگی هنری تبدیل شد. از همان زمان بود که پخش اخبار فرهنگی- هنری بخش ثابت شبکه&amp;zwnj;ی دو شد. (البته در ساعت&amp;zwnj;های مختلف)&lt;br /&gt;کم کم ساعت&amp;zwnj;های پخش اخبار، مشخص و ثابت شد. در پایان سال 72 (اواخر دوران ریاست محمد هاشمی) شبکه&amp;zwnj;ی یک، سه بخش خبری 16، 19 و 21 داشت و شبکه&amp;zwnj;ی دو هم سه بخش 17 و 30 دقیقه (انگلیسی)، 18 و 45 دقیقه (فرهنگی) و 22:30. (که پایان بخش برنامه&amp;zwnj;های این شبکه بود)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/41517524691242807558.jpg" alt="" width="450" height="319" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/41087426754594212253.jpg" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;تصویر بزرگ تر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- بهترین و مورد اعتمادترین اخبار را می&amp;zwnj;رسانیم (1373: آغاز ریاست علی لاریجانی)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;laquo;وظیفه&amp;zwnj;ی اصلی ما اطلاع رسانی به مردم است. ما باید احساس کنیم در دنیای امروز مورد اعتمادترین اطلاعات را باید با ساده&amp;zwnj;ترین روش در اختیار مردم قرار دهیم. اعتلای فرهنگی و بالا بردن فرهنگ عمومی، جز از طریق دادن اطلاعات انبوه به مردم امکان پذیر نیست.&amp;raquo; این&amp;zwnj;ها را علی لاریجانی در اولین سخنانش به عنوان رئیس صدا و سیما گفت. بعد هم تاکید کرد که کار صدا و سیما ارائه دادن بهترین و مورد اعتمادترین اطلاعات با روش ساده به مردم است. در دوران ریاست لاریجانی، بخش&amp;zwnj;های خبری گسترده&amp;zwnj;تر شدند و شبکه&amp;zwnj;ی خبر و باشگاه خبرنگاران جوان تاسیس شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آن&amp;zwnj;ها که دل خوشی از سیما نداشتند! (1376: اصلاح طلبان و صدا و سیما)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دولت اصلاحات که روی کار آمد، بین اصلاح طلب&amp;zwnj;ها و صدا و سیما درگیری&amp;zwnj;های متعددی پیش آمد. اصلاح طلب&amp;zwnj;ها به پخش برخی برنامه&amp;zwnj;ها (مثل کنفرانس برلین) اعتراض داشتند و در مقابل انتظار داشتند بعضی از اتفاقات مثل ماجراهای کوی دانشگاه از سوی تلویزیون پوشش داده شود. مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای این جریان در کتاب &amp;laquo;سیمای اقتدارگرایی: تلویزیون دولتی ایران&amp;raquo; نوشته&amp;zwnj;ی مجید محمدی آمده است. (این کتاب در سال 79 چاپ شد) خبررسانی دیر هنگام، پوشش ندادن خیلی از خبرها با وجود راه اندازی شبکه&amp;zwnj;ی خبر، دقت نکردن در ارائه&amp;zwnj;ی خبرها و بی طرف نبودن در بسیاری از مسائل بعضی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهایی است که این کتاب به صدا و سیما وارد کرده بود. در پژوهش&amp;zwnj;های خود سازمان صدا و سیما هم انتقادهای مردم به بخش&amp;zwnj;های خبری سال 79 پوشش ندادن خبرهایی چون سفر خاتمی به فرانسه، اخبار مربوط به رئیس جمهور و اخبار مربوط به عبدالله نوری بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- گفتگوهای چالشی (1378: راه اندازی شبکه&amp;zwnj;ی خبر، آغاز به کار بخش گفتگوی ویژه&amp;zwnj;ی خبری)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;laquo;تا آبان 78 خبر شبکه دو یک کپی ناقص از خبر شبکه یک بود. یعنی خبر شبکه یک 45 دقیقه پخش می&amp;zwnj;شد، همان اخبار کمی خلاصه&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شد و به مدت نیم ساعت در شبکه دو پخش می&amp;zwnj;شد. فقط گوینده&amp;zwnj;ها متفاوت بودند...&amp;raquo; اگر بخواهیم یک چهره را به عنوان چهره&amp;zwnj;ی تأثیرگذار خبررسانی سیما معرفی کنیم، بی شک باید به مرتضی حیدری اشاره کنیم. کسی که در سال 78 پس از گذشت سه سال از آغاز کارش در صدا و سیما، به عنوان کم اشتباه&amp;zwnj;ترین گوینده&amp;zwnj;ی خبر انتخاب شده بود. در همان زمان او با وجود سن و تجربه&amp;zwnj;ی کم، در خبر رادیو جوان، شبکه دو، جام جم و اخبار ناشنوایان کار می&amp;zwnj;کرد. وقتی ایده&amp;zwnj;ی گفتگوی ویژه&amp;zwnj;ی خبری مطرح شد، او هم به عنوان مجری این بخش انتخاب شد. بخش گفتگوی ویژه&amp;zwnj;ی خبری اول یک بخش 15 دقیقه&amp;zwnj;ای بود که هر شب در مورد موضوعات روز به گفتگو با مسئولان می&amp;zwnj;پرداخت. کم کم این مدت زیادتر شد و تأثیر گذاری این بخش هم بیش&amp;zwnj;تر.&lt;br /&gt;خود حیدری می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من عاشق گفتگوی ویژه&amp;zwnj;ی خبری هستم و آن را مثل فرزند خود می&amp;zwnj;دانم.&amp;raquo; انتخابات ریاست جمهوری سال&amp;zwnj;های 80 و 84 و نقشی که این بخش خبری در گفتگو با کاندیدها داشت باعث جذب مخاطب بسیار شد. اما با کنار رفتن حیدری از مجری گری ثابت این بخش و کم شدن بار چالشی برنامه، از اقبال به این برنامه هم کاسته شد.&lt;br /&gt;اما شبکه&amp;zwnj;ی خبر آن طور که از آن انتظار می&amp;zwnj;رفت، نتوانست وظیفه&amp;zwnj;ی خود را انجام دهد و به عنوان یک شبکه&amp;zwnj;ی خبری فارسی زبان بین&amp;zwnj;المللی، جای خود را بین دیگر شبکه&amp;zwnj;ها باز کند. ایده&amp;zwnj;ی اولیه&amp;zwnj;ی مسئولان سازمان این بود که این شبکه هر نیم ساعت اخبار کوتاه سه تا پنج دقیقه&amp;zwnj;ای و هر ساعت اخبار هفت تا ده دقیقه&amp;zwnj;ای پخش کند و در بین این بخش&amp;zwnj;ها هم، گزارش، مستند خبری، تحلیل و میزگرد داشته باشد. این ایده عملی شد اما در هر صورت اخبار سیما و اخبار شبکه&amp;zwnj;ی خبر هر دو از واحد مرکزی خبر تهیه می&amp;zwnj;شدند و هر دو هم به شکل سنتی و نه اتوماتیک. همین&amp;zwnj;ها باعث شد که شبکه&amp;zwnj;ی خبر به عنوان یک مرجع خبری کامل در نیاید و نتواند چندان با دیگر بخش&amp;zwnj;های خبری رقابت کند. گرچه بخش&amp;zwnj;های موفقی مانند اخبار ساعت 20 هم در میان برنامه&amp;zwnj;های شبکه&amp;zwnj;ی خبر هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- فرار از فضای رسمی خبری (1383: شروع پخش 20:30)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آذر ماه 83 وقتی خاتمی برای آخرین بار به عنوان رئیس جمهور به دانشگاه تهران رفته بود، علاوه بر پوشش خبری معمول صدا و سیما، بخش تازه راه افتاده&amp;zwnj;ی بیست و سی شبکه دو هم به این خبر پرداخت. مقایسه&amp;zwnj;ی نحوه&amp;zwnj;ی پرداخت بخش خبری رسمی و 20:30 به این موضوع، روش تازه پیش گرفته&amp;zwnj;ی صدا و سیما را نشان می&amp;zwnj;داد. دوربین بیست و سی از میان دانشجویان، فیلم می&amp;zwnj;گرفت و به این ترتیب توانست جنجال و شلوغی آن محیط را به خوبی منتقل کند؛ دقیقاً بر خلاف شبکه&amp;zwnj;ی یک که کاملاً رسمی با قضیه برخورد کرده بود.&lt;br /&gt;این روش تازه که در ابتدای مدیریت عزت&amp;zwnj;الله ضرغامی بر صدا و سیما اجرا می&amp;zwnj;شد، برای خیلی&amp;zwnj;ها جذابیت داشت. لحن صمیمی مجریان و شکسته حرف زدن، رعایت نکردن ترتیب سنتی خبرها، پرداختن به خبرهایی که دیگر بخش&amp;zwnj;های خبری به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;پرداختند و شکستن برخی خطوط قرمز ویژگی&amp;zwnj;هایی بود که بیست و سی را خیلی زود به یکی از محبوب&amp;zwnj;ترین برنامه&amp;zwnj;های تلویزیون تبدیل کرد. اضافه شدن کامران نجف زاده، خبرنگار خوش ذوق و متفاوت تلویزیون به مجموعه&amp;zwnj;ی 20:30 هم باعث رشد این برنامه شد؛ جوری که یک مدت تیتراژ هر شب این برنامه از تصویر نجف زاده شروع می&amp;zwnj;شد! یکی دیگر از ابتکارات بیست و سی در زمان انتخابات سال 84 خودش را نشان داد و آن هم دادن فرصت یک دقیقه&amp;zwnj;ای به هر کاندید برای ارائه&amp;zwnj;ی برنامه&amp;zwnj;های خود بود. بعد هم اضافه کردن آیتم&amp;zwnj;های مختلف مخصوص روزهای هفته بود. مثلا شنبه&amp;zwnj;ها بخش ورزشی، چهارشنبه&amp;zwnj;ها بخش پزشکی و...&lt;br /&gt;همیشه انتقادهای مختلفی به این برنامه وجود داشته است. بعضی وقت&amp;zwnj;ها بیش&amp;zwnj;تر و بعضی وقت&amp;zwnj;ها کم&amp;zwnj;تر. اما همیشه هم بوده&amp;zwnj;اند ایده&amp;zwnj;هایی که این برنامه را از سقوط نجات می&amp;zwnj;دادند. مثل بخش تازه تاسیس &amp;laquo;صرفاً جهت اطلاع&amp;raquo; که البته خود محمد دلاوری می&amp;zwnj;گوید این آیتم خبری- طنز از نظر سازمانی ربطی به 20:30 ندارد. اما در هر صورت مردم این بخش را به نام بیست و سی می&amp;zwnj;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/90492151117697141920.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/77977597840570964117.jpg" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;تصویر بزرگ تر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;- جهانی می&amp;zwnj;شویم (1381 و 1386: راه اندازی شبکه&amp;zwnj;های العالم و پرس تی&amp;zwnj;وی)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شبکه&amp;zwnj;ی خبری العالم اولین شبکه&amp;zwnj;ی تلویزیونی بین&amp;zwnj;المللی ایران بود. ضمن این که اولین تجربه&amp;zwnj;ی ایرانی&amp;zwnj;ها در زمینه&amp;zwnj;ی اتوماتیک کردن ارائه&amp;zwnj;ی خبر هم محسوب می&amp;zwnj;شد. یعنی این که از لحظه&amp;zwnj;ی رسیدن خبر تا وقتی خبر روی آنتن می&amp;zwnj;رود، روندِ اتوماتیک حاکم باشد و کار دستی این وسط نباشد که از دقت و سرعت می&amp;zwnj;کاهد. آن طور که مسئولین این شبکه گفته&amp;zwnj;اند، نرم افزار و سخت افزار لازم برای این کار را هم خود ایرانی&amp;zwnj;ها طراحی کرده&amp;zwnj;اند. اصلی&amp;zwnj;ترین مخاطبان این شبکه هم مردم عراق، لبنان و سوریه هستند. (این را هم از نظرسنجی&amp;zwnj;های صدا و سیما از مردم این کشورها می&amp;zwnj;شود فهمید و هم از دفاتر این شبکه که در پایتخت&amp;zwnj;های این سه کشور است) &lt;br /&gt;مهم&amp;zwnj;ترین آزمون برای این شبکه، حمله&amp;zwnj;ی آمریکا به عراق بود. این حمله هم&amp;zwnj;زمان بود با تاسیس این شبکه. العالم با کمک خبرنگاران محلی عراق توانست پوشش خوبی از اتفاقات عراق بدهد و همین باعث شد مردم عراق (که عموماً در آن زمان فقط رادیو تلویزیون ملی و العالم را در اختیار داشتند) به این شبکه روی بیاورند و به اخبار آن اعتماد کنند. &lt;br /&gt;پرس تی وی هم که بعد از تجربه&amp;zwnj;ی موفق العالم راه افتاد ، مخاطبان انگلیسی زبان را هدف قرار داده است و البته با توجه به قدرتمند بودن رقبایش هنوز به موفقیتی از جنس موفقیت العالم دست پیدا نکرده است. پیوستن چهره&amp;zwnj;های مختلف و مشهور انگلیسی زبان به این شبکه هم همیشه از حاشیه&amp;zwnj;های جذاب&amp;zwnj;تر از متن این شبکه بوده&amp;zwnj;اند. مثل ایوان ریدلی خبرنگار سابق روزنامه&amp;zwnj;ی ساندی اکسپرس که بعد از مسلمان شدن، مجری گری یکی از برنامه&amp;zwnj;های ثابت این شبکه را بر عهده گرفت یا لورن بوت، خواهر زن تونی بلر که او هم فعلاً در این شبکه مشغول است. همیشه هم مشکلات خاصی برای این شبکه وجود داشته است. مثل مسدود شدن حساب بانکی این شبکه در یکی از بانک&amp;zwnj;های انگلیس که گفته شد به خاطر شکایت مازیار بهاری از این شبکه بوده است. آن طور که ضرغامی گفته، حالا صدا و سیما در پی راه اندازی یک شبکه&amp;zwnj;ی خبری اسپانیولی زبان هم هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آزمایش بزرگ (برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی سال 88)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;انتخابات سال 88 در صدا و سیما از جهات مختلفی، متفاوت با دوره&amp;zwnj;های قبل بود. یکی از مهم&amp;zwnj;ترین این تفاوت&amp;zwnj;ها را باید پخش مناظره&amp;zwnj;ی کاندیدها دانست. اما علاوه بر این بخش&amp;zwnj;های خبری هم روزهای متفاوتی را تجربه کردند. به ویژه پس از انتخابات و در اتفاقات خاص آن روزها. پخش گزارش&amp;zwnj;های مختلف از درگیری&amp;zwnj;ها، آشوب&amp;zwnj;ها، مواضع افراد مختلف و مانند آن از تلویزیون، باعث شد که مواضع صدا و سیما موافقین و مخالفین بسیاری پیدا کند. ضرغامی، رئیس صدا و سیما بعدها گفت که برخی از تصمیم&amp;zwnj;های جنجال برانگیز و جریان ساز بخش&amp;zwnj;های خبری صدا و سیما را خود او و بر اساس &amp;laquo;اجتهاد رسانه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; گرفته است:&lt;br /&gt;&amp;laquo;وقتی در تظاهراتی عکس امام را پاره کردند، یک ساعت مانده تا پخش خبر بیست و سی، معاون سیاسی تلفنی از من سوال کرد که از این تجمعی که انجام گرفت و برخی شعار علیه انقلاب داده و عکس امام را هم پاره کرده و روی زمین انداختند می&amp;zwnj;توانیم تصویر نشان دهیم؟ همان لحظه بر اساس اجتهاد رسانه&amp;zwnj;ای تصمیم گرفته شد. آن موقع برای من مثل روز روشن بود که اگر با هرکدام از دستگاه&amp;zwnj;های نظارتی تماس می&amp;zwnj;گرفتم و می&amp;zwnj;گفتم ما می&amp;zwnj;خواهیم عکس پاره&amp;zwnj;ی امام را نشان دهیم آن&amp;zwnj;ها احتیاط می&amp;zwnj;کردند و می&amp;zwnj;گفتند مصلحت نیست! عصر عاشورای سال 88 جماعت اندکی زیر چهارراه فلسطین رقص و پایکوبی می&amp;zwnj;کردند... آن موقع هم من از هر مسئولی می&amp;zwnj;خواستم سوال کنم که آقا تصاویر امروز بعد از ظهر را در خبر نشان دهم یا نه یقین داشتم که همه مخالفت می&amp;zwnj;کردند...&amp;raquo; بر همین اساس است که خود ضرغامی معتقد است: &amp;laquo;در خلق نهم دی، اول رهبر و مردم و بعد اقدام هوشمندانه&amp;zwnj;ی صدا و سیما نقش داشت.&amp;raquo;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- من، محمدرضا حیاتی هستم! (تغییر دکور و فضای بخش&amp;zwnj;های خبری)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;laquo;گفتگو می&amp;zwnj;کنم با آقای ... کارشناس امور خاورمیانه&amp;raquo;، &amp;laquo;خب علی جان! امروز برامون چه خبری آوردی؟&amp;raquo; این جملات را پیش از پاییز 88 نمی&amp;zwnj;توانستید در بخش&amp;zwnj;های رسمی خبرهای صدا و سیما ببینید. اما بالاخره پس از مدت&amp;zwnj;ها، ساختار اخبار 14 و 21 شبکه&amp;zwnj;ی اول سیما تغییر کرد و این دو بخش خبری با سر و شکل تازه&amp;zwnj;ای که از شکل ظاهری اخبار بی بی سی فارسی گرفته شده بود، پخش شدند. تغییر هم یعنی صمیمانه&amp;zwnj;تر شدن لحن مجریان، تغییرات گرافیکی و حتی تغییرات محتوایی خاص. راه افتادن مجله&amp;zwnj;ی خبری 19:15 را هم که کار باشگاه خبرنگاران جوان است، می&amp;zwnj;توان در همین زمینه تعبیر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93010355615792492886.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;[&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir/images_bahman/45958978011535573422.jpg" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;تصویر بزرگ تر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;- &lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://upload.iranvij.ir" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;آپلود در ایران ویج&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;---&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;منابع&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;- آرشیو روزنامه&amp;zwnj;های آیندگان، اطلاعات، بامداد و کیهان و مجلات پنجره، سروش، سوره و مدیریت ارتباطات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;- تاریخ سینمای ایران- جمال امید- انتشارات روزنه- 1374&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;- سایت مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایت تاریخ ایرانی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;- سیمای اقتدارگرایی: تلویزیون دولتی ایران- مجید محمدی- نشر جامعه&amp;zwnj;ی ایرانیان- 1379&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این نوشته از من به لطف&amp;nbsp;&lt;strong&gt;سید سجاد نیکان&lt;/strong&gt; در پرونده ی &amp;laquo;بیست و سی یا بی بی سی؟: پرونده ای برای مقایسه ی بخش های خبری تلویزیون و بخش فارسی شبکه ها و رسانه های بین المللی خارجی&amp;raquo; که &lt;strong&gt;مهدی صالح پور&lt;/strong&gt; زحمت تهیه ی آن را کشیده بود در شماره ی 23 فصلنامه ی &amp;laquo;آینه هنر&amp;raquo; (بهمن 1390) صفحه های 81 تا 87 به صاحب امتیازی &amp;laquo;هیات اسلامی هنرمندان&amp;raquo;، مدیر مسئولی &amp;laquo;روح الله شمقدری&amp;raquo;، سردبیری &amp;laquo;محسن هادی&amp;raquo; و دبیری تحریریه ی &amp;laquo;سید سجاد نیکان&amp;raquo; به چاپ رسید. (ویرایش هایی در مقدمه ی مطلب داده شده بود که در این نوشته ی وبلاگی اعمالشان کردم. به جز یک مورد نگارشی که در مجله اشتباه بود و این جا درستش کردم. ضمنن عنوان مطلب &amp;laquo;من اخبار...&amp;raquo; را دوستان اضافه کردند و کار من نبوده)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://divane83-2.persianblog.ir/post/206</link>
      <author>امیر حسین مجیری</author>
      <comments>http://divane83-2.persianblog.ir/comments/279877/9198935/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-279877.post-9198935</guid>
      <pubDate>Sun, 01 Apr 2012 13:04:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
