دیوانه 83 - 2

یادداشت های تردید آمیز یک در خواب رونده ی در پی حقیقت

این جا، جایی برای پااندازها نیست
نویسنده : امیر حسین مجیری - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
 

- نمی توانی.

- می توانم.

- نمی شود.

- می شود.

- کارِ تو نیست.

- کارِ من هست. فقط، پااندازی، کارِ من نیست. فقط.

- حرفِ زشت نزن! تو جاسوسی هم نمی کنی.

- آن هم نوعی از همان است که گفتم.

- پس هر کارِ خلافی، نوعی از همان است که گفتی.

- نوعی از همان است که گفتم.

[یک عاشقانه ی آرام- نادر ابراهیمی- صفحه ی 48]

چند وقت پیش داشتم فکر می کردم به مخاطبان این وبلاگ. یعنی هر کسی که چیزی می نویسد، رسانه ای راه می اندازد، اثری خلق می کند، باید فکر کند به این که هدفش چیست و مخاطبش کیست. 

یادداشت دیروزم در مورد «جدایی نادر از سیمین» و بازخوردهای خوبی که (چه در این وبلاگ و چه در جاهای دیگر) از دوستان خود گرفتم (هر چند منفی و خلاف نظر من) بیش از پیش مرا به فکر انداخت که بگویم مخاطبم کیست. 

مطمئنن کسانی هستند که به این وبلاگ می آیند و نباید آن ها را جاسوس، که باید «پاانداز» نامید. چاره ای هم نیست! همیشه بوده اند و همچنان هم هستند. من هم نمی توانم جلوی آمدن شان را بگیرم. اما می توانم به دوستان و بزرگوارانی که به این وبلاگ می آیند، قول بدهم که من برای این پااندازها چیزی نمی نویسم. کسانی که روزی شان در تهمت زدن و غیبت کردن و فحاشی است جایی در این وبلاگ ندارند. مطمئن باشید.

مخاطب این وبلاگ، کسانی هستند که جز بندگی خدا، بنده ی هیچ پست و مقام و حزب و دسته و گروهی نیستند. با هر دیدگاه و سلیقه ای که باشند. من برای کسانی می نویسم که فکر می کنند و نقد می کنند و امید دارم که با نقدهایشان، کارم را اصلاح کنند.


 
 
 



شش