دیوانه 83 - 2

یادداشت های تردید آمیز یک در خواب رونده ی در پی حقیقت

آیا ماه صفر نحس است و باید به پایانش مژده داد؟
نویسنده : امیر حسین مجیری - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
 

- پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هرکس حلول ماه ربیع الاول را به دیگران مژده دهد، من بهشت را به او مژده خواهم داد. حلول ماه ربیع الاول مبارک.

- مژده به تو دوست خوبم که ماه صفر تمام شد. لبخند همیشه خندان باشی

- مبارک باد رسیدن ماه ربیع.

- پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم/ آن را ذخیره ی کفن و گور می کنیم/ اجر دو ماه گریه بر غربت حسین/ تقدیم مادرش ز ره دور می کنیم. عزاداری تان قبول، ربیع مبارک.

این ها پیامک هایی بود که دیشب برای من فرستاده شدند. اما چرا باید پایان ماه صفر را مژده داد؟ آیا ماه صفر نحس است؟ آیا حدیثی داریم برای مژده دادن پایان ماه صفر؟ سعی من در این یادداشت پاسخ گفتن به این دو پرسش است.

1- آیا ماه صفر نحس است؟

نحسی ماه صفر گویا از قدیم (یعنی حتا در صدر اسلام) در بین مردم رواج داشته است. [الروضه من الکافی- مرحوم کلینی- ترجمه رسول محلاتی- تهران: انتشارات علمیه اسلامیه- ج 1- ص 282]

محدث قمی نیز گفته است: «به هرحال، از براى رفع نحوست، هیچ چیزى بهتر از تصدقات و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد محفوظ بماند از بلاهاى نازله در این ماه، در هر روز ده مرتبه بخواند این دعا...» [منبع]

علامه طباطبایی در تعریف نحوست می نویسد: «نحوست آن است که حوادثى که رخ مى دهد، جز شرّ به دنبال نداشته باشد و اعمال یا پاره اى از اعمال براى عامل آن، هیچ گونه خیر و برکتى نداشته باشد.» [سعادت و نحوست ایام- سید جواد ورعی- مجله ی علوم حدیث- بهار 78- ش 11- ص 66 به نقل از المیزان] اما آیا می توان گفت یک روز یا یک ماه، به شکل ذاتی نحس است؟ در ظاهر که هیچ فرقی بین روزها نیست. چون همه ی روزها حاصل حرکت زمین هستند و معنایی جز این ندارند. علامه طباطبایی معتقد است که زمان دارای اجزای شبیه به هم است و ما به دلایل بروز حوادث، احاطه نداریم تا قطعه ای از زمان را نحس یا سعد بنامیم. اما همان طور که راه عقلانی برای اثبات نحس یا سعد بودن قطعه ای از زمان نیست، راهی برای نفی آن هم نیست. [همان]

اما در قرآن هم سخن از نحس بودن بعضی روزها آمده است. مثلن روزهایی که بر قوم عاد، عذاب نازل شد، نحس نامیده می شود. مفسران می گویند تعبیر «نحس» بودن این روزها به علت نازل شدن عذاب بوده است. یعنی آن روزها ذاتن نحس نبوده اند (بین آن روزها و روزهای دیگر فرقی نیست) و اگر عذابی نازل نمی شده، نحس نامیده نمی شده اند. (دلیل عقلی یا نقلی بر ذاتن نحس بودن این روزها نداریم)

یک روایت کلی از امام صادق هست که می گوید: «کسى که دوست دارد نحوست روزش دفع شود، روز خود را با صدقه آغاز کند که خداوند با آن، نحوست آن روزش را از بین ببرد و کسى که دوست دارد نحوست شب او از بین برود، شب خود را با صدقه آغاز کند تا نحوست از شب او دفع گردد.» [همان- ص 69 به نقل از اصول کافی]

بنابر این علامه طباطبایی، روایاتی را که بر نحس بودن یک زمان خاص تاکید می کنند، غیر قابل اعتماد یا به خاطر تقیه حساب می کنند. [همان- ص 75]

شهید مطهری هم سعادت و نحوست ایّام را نسبت به حوادث تلخ و شیرینى که در آن ها رخ مى دهد، به نسبت میان الفاظ و معانى تشبیه نموده است. به این معنا که همان طور که بعضى از الفاظ رکیک، از معانى خود کسب قباحت کرده و بعضى از الفاظ (مانند اللّه) از معناى خود کسب تقدّس نموده اند، سعادت و نحوست ایّام نیز به اعتبار حوادثى است که در آنها رخ داده است و دستورهاى دینى در آن ایّام را نیز باید به دلیل وقوع آن حوادث دانست.» [همان- به نقل از آشنایی با قرآن- ج 5]

آیت الله مصباح یزدی هم در مورد روایاتی که روز خاصی را نحس می دانند، می گوید: اولن این روایات در هیچ کدام از کتب معتبر نقل نشده اند و دوم این که در سیره ی معصومین توجه به نحوست یا سعادت زمانی خاص دیده نمی شود. [همان- به نقل از حواشی استاد مصباح بر بحارالانوار]

در کل می توان گفت: «روایات قابل اعتمادى در این زمینه وجود ندارد و اعمالى را که سفارش شده، نمى توان به قصد ورود به جا آورد و تنها به قصد رجا جایز است.» [همان- ص 77] پس نمی توان ماه صفر را نحس دانست.

2- آیا باید به پایان ماه صفر مژده داد؟

سنت تبریک گفتن پایان ماه صفر در حالت معمول، همین است که اول کار دیدید! یعنی پیام دادن و گفتن. در حالت کمی غیر معمول تر هم همان است که در فیلم «مژدگانی برای ایلیا» دیده می شود. یعنی «مردم در آخرین شب از ماه صفر به در 7 مسجد می‌روند و شمع روشن می‌کنند و به اصطلاح از حضرت فاطمه(س) به مناسبت پایان ماه صفر مژدگانی می‌گیرند.» [منبع] اما این سنت ها از کجا ناشی می شود؟

نویسنده ی کتاب مشهور «المراقبات» (میرزا جواد ملکی تبریزی) که کتابی است در مورد اعمال روزهای مختلف سال، در ابتدای بخش مربوط به ماه صفر، در مورد نحس بودن این ماه صحبت هایی می کند و از جمله روایتی از پیامبر (ص) نقل می کند که «کسى که مرا به تمام شدن ماه صفر مژده بدهد، او را به بهشت بشارت مى دهم.» [منبع] همین روایت، منشا چنین سنت هایی محسوب می شود.

در این باره می توان گفت: اولن این روایت مربوط است به شخص پیامبر و نمی توان آن را به «مژده دادن به غیر از پیامبر» عمومیت داد. ثانین گویا چنین روایتی در کتاب های جامع روایی شیعه و سنی نیست. [منبع] اما روایتی شبیه به این روایت داریم که متن کامل آن در پایان آمده است.* اما ترجمه ی آن این گونه است:

«ابن عبّاس گوید: روزى پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به چند تن از اصحاب شان که در مسجد قبا در خدمت وى بودند، فرمود: نخستین شخصى که اکنون بر شما وارد شود مردى از اهل بهشت است. چون این سخن را از آن بزرگوار شنیدند، گروهى از ایشان برخاسته و بیرون رفتند، و هر یک از آنان قصد داشت که سریع تر برگردد تا خود اولین واردشونده باشد و در نتیجه بهشتى شود. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به نیّت آنان پى‏ برد، و به باقى مانده ی اصحابش که نزد وى بودند فرمود: به زودى چند تن بر شما وارد مى‏ شوند که از جهت زودتر رسیدن در حال سبقت از یک دیگرند، پس هر کدام از آنان که مرا به خروج «آذار» مژده دهد، اهل بهشت است. سپس آنان که بیرون رفته بودند بازگشتند و أبوذر نیز همراه شان بود، آن گاه پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به ایشان فرمود: ما اکنون در کدام یک از ماههاى رومى به سر مى‏ بریم؟ أبوذر گفت: یا رسول اللَّه آذار به پایان رسیده است. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى أباذر! آن را مى‏ دانستم و لیکن دوست داشتم قوم من بفهمند که تو مردى از اهل بهشت مى‏ باشى، و چگونه چنان نباشد، حال آن که پس از من به دلیل علاقه‏ ات به اهل بیتم تو را از حرم من دور گردانند، و تنها زندگى خواهى نمود، و تنها خواهى مُرد، و قومى که عهده دار مراسم کفن و دفنت بشوند به سبب تو سعادتمند گردند و در بهشت جاودانى که به پرهیزگاران نوید داده شده همراه من خواهند بود.» [معانی الاخبار- ترجمه ی عبدالعلی محمدی شاهرودی- تهران: دارالکتب الاسلامیه- 1377 ش- ج 2- ص 25]

یعنی:

اول: این روایت مربوط به ماه «آذار» است و نه صفر.

دوم: هدف پیامبر از گفتن چنین جمله ای، نشان دادن برتری ابوذر بوده است و به هیچ وجه نمی توان آن را عمومیت داد.

 

* «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّیْبَانِیُّ وَ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ وَ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الوَرَّاقُ وَ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ‏
الدَّقَّاقُ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَکْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِیبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِیمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون‏» [معانی الاخبار- شیخ صدوق- قم: جامعه ی مدرسین- ص 205]

در همین رابطه: خرافه ای به کام تاکسی رانان [روات حدیث]

رواج باور غلط بشارت بهشت با آغاز ماه ربیع [رجانیوز]

بی ربط: خبر رسید دو ماهنامه ی سیاسی فرهنگی هابیل (در زمینه ی فرهنگ و تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس) توقیف شد. آن هم به علت انتشار مقاله ای که قبلن در رجانیوز منتشر شده بوده است! جالب است، نه؟! (این مطلب الان از رجانیوز حذف شده گویا، اما این جا می شود مقاله را خواند)


 
 
 



شش